تبليغاتX
نشریه ادبی Domino

نشریه ادبی Domino

(شعر - داستان - مقاله )

 

   مجلس (سیلویاپلات )خوانی /  ۵شنبه: ۲۶/۳/۸۴

 

<شعرهای (سیلویا پلات ) توسط حاضران جلسه خوانده شد. >

اشارات " امیر قاضی پور" در شناسایی (سیلویا پلات):

*  (سیلویا پلات):در ۲۷ اکتبر ۱۹۳۲ در بوستون ماساچوست آمریکا از پدر ومادری آلمانی تبار، که به آمریکا مهاجرت کرده بودند به دنیا آمد.

* کمتر از نه سال داشت که روزنامه بوستون شعری از او به چاپ رساند..."سیلویا" از زمان انتشار اولین دفترش ، خود را شاعر حرفه ای می دانست.چنانکه در ۲۴ سالگی در یکی از یادداشتهای روزانه اش می نویسد:{ این خودخواهی است .اما من گمان می کنم شعرهایی نوشته باشم که مرا شاعره ی بی همتای آمریکا معرفی کند. من مشتاق ، هیجان زده و مطمئن از قریحه ی خود هستم...می خواهم آن را تربیت کنم و آموزش دهم.}

* در سال ۱۹۵۰ پس از اتمام تحصیلات در کالج اسمیت - که دانشگاهی پرهزینه و نخبه گرا بود ، با بورس کامل تحصیلی  پذیرفته شد. "سیلویا " با گذراندن موفقیت آمیزتحصیلی، باسرودن اشعار و نوشتن داستان ، بارها جوایز ادبی را کسب نمود.

* ازدواج با " تدهیوز " برای " پلات " آغاز دوران آموختن بود... هر چند که او بارها علاقه خود را به ادبیات و دنیای اسطوره نشان داده بود. اسطوره پردازی " پلات " از پدرش نمونه ی مشخص آن است...پدری که سیلویا از هشت سالگی از دست داده ، ودرونمایه درخشان ترین شعرهای " پلات "را تشکیل می دهد.

* اولین دفتر شعر " پلات " ( غول پیکره ) شامل شعرهایی است که بعداز ازدواج با" تدهیوز "نوشته شده اند.شعرهای که به اعتقاد منتقدان برای شاعری جوان پذیرفتنی به نظر می رسند ...اما خودش می گوید: { از این شعرها هنوز صدای خود شاعر به گوش نمی رسد.}

* به اعتقاد منتقدان شعر های سال ۱۹۶۰شعرهای واقعی اوست. شعرهایی که ریشه در زیستن شاعر دارد...به اعتقاد منتقدان شعرهای دفتر (عبور ازآب) تغییرات اساسی در شعر " پلات " است.

* شعر ( پدر ) از زبان دختری بیان می شود که عاشقانه پدرش را می پرستد.هنگامی که پدر می میرد - دختر او را خدای خود می پندارد، وضع دختر بسیار پریشان می شود: وقتی متوجه می شود پدرش افسر نازی دراردوگاههای مرگ بوده است ... و مادرش هم احتمالن یهودی تبار. در ذهن دختر این واقعیات گره می خورد و او ناتوان در مجادله با این دو واقعیت.

این تناقض در برابر خیانت دومین مرد زندگی اش ،سخت گران می آید و او را تامرز خودکشی پیش می برد.

* بخش اعظمی از کارهای " پلات " را مرگ تشکیل داده است. عنصری که با اسطوره در می آمیزد و چنان زمینی می شود که تاریخ مردن را به سخره می گیرد:

من می میرم / من یک مرگ می سازم

* پس از مرگ " پلات " به کوشش " تدهیوز "آثار او از ابتدا با دفتر ( آریل ) در سال ۱۹۶۵تا سال ۱۹۸۱ - که تمام اشعار شعر هایش در مجموعه شعری به چاپ رسید.شاید این ادای دینی بود به "پلات "  و پاسخی به تمام سم پاسی های دیگران ، در معرفی " هیوز " به عنوان < قاتل و خیانتکار >

*" آلوارز " یکی از تمجید کنندگان شعر " پلات " می گوید: { فقدان او برای ادبیات جبران ناپذیر است. شعرهای او به صورتی غریب چنان اند که گویی پس از مرگ او نوشته شده باشند.}

* کتابشناسی (سیلویا پلات ) :

 - ۱۹۶۰ : غول پیکره

 - ۱۹۶۳ : رمان ( بانگ ناقوس )

 - ۱۹۶۵ : آریل

 - ۱۹۷۱ : گذر از آب

 - ۱۹۸۱ : درخت های زمستان

 - ۱۹۸۲ : دریافت جایزه ادبی " پولیتزر" - بخاطر مجموعه اشعار


 

            بخش دوم: خوانش شعر ( زخم ) سیلویا پلات

 

الهام ملک پور :

* شعرهای "پلات " از اعتبار کلمات در زبان مبدا می کاهد ...به کلمات شعر ( زخم ) توجه کنید!

* شاعرانگی شاعر خارج از شگردهای شعرنویسی .

حسین محمدی :

* نقش و تاثیر عشق پاک در شعر " پلات " :

۱- زمان کایروس  beings.nature

۲- زمان کوسموسی ( عشق در زمان رخداد قرار می گیرد)

* عشق و مرگ دو سویه ثابت شعری در اشعار " پلات "

* شمایل نگارش شعر " پلات " :

 ۱- بنای واژگان بر عناصر تصویر قرار می گیرند - ترسیم تصاویر و بکراند آنها در قالب واژگان که بازخورد رئالیستی به شعر می دهد.

  ۲- روایت کورتکسی خود " پلات " از عنصر زندگی روزانه خویش در قالب واژگان چند پهلو - و همچنین به نوع دریافت وی از انعکاس تصاویر جهان بیرونی و تاثیر بر ذهن چند لایه" پلات " .

 ۳ - شکستن معنای خطی واژگان و آفرینش ساختاری نو برای زبان و انواع تصویرسازی از اشیا .

یک پیشنهاد از " الهام ملک پور"  : 

< ای کاش هر کتابی که چاپ می شد یه کاست هم کنارش بود و شعرها را شاعری می خواند >

حاضران جلسه : امیر قاضی پور - حسین محمدی - نازنین نادری - الهام ملک پور - نریمان نوابی - نسترن احدیان - مهدی اردستانی - برجسته

 


 

برنامه جلسه آینده: دوم تیر ماه ۱۳۸۴ 

نقد وبررسی ( کتاب هول ) نوشته ی شیوا مقانلو - نشر چشمه *

ساعت ۴ بعد از ظهر - دفتر آقای قریشی - (کوچه شاهین - پلاک ۲۹)

*( کتاب هول ) را از فروشگاه " نشر چشمه " واقع در خیابان کریمخان زند ، نبش میرزای شیرازی - شماره ۱۶۱ تهیه نمایید. تلفن فروشگاه : ۸۹۰۷۷۶۶      

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم خرداد 1384ساعت 3:45 بعد از ظهر  توسط دومینو  | 

            

         گزارش جلسه ادبی / ۵شنبه : ۱۹/۳ /۸۴  

 

         <ما،در مورد به کاربردن کلمات دچار پیش داوری می شویم >

 

حاضران جلسه : سارا عزیزی - امیر قاضی پور - نازنین نادری - حسین محمدی - الهام ملک پور - نگار سایه - نرگس سایه

 


برنامه جلسه آینده/ ۵شنبه :۲۶/۳/۸۴

 ویژه شعر "سیلویا پلات "

و خوانش شعر ( زخم ) سیلویا پلات

 مکان : دفتر آقای قریشی ( کوچه شاهین -پلاک ۲۹ )

ساعت : ۱۶ تا ۱۸


از کتابهای منتشر شده سیلویا پلات :

 - گزیده اشعار سیلویا پلات - ترجمه سایر محمدی و اسدالله امرایی ( نشر نقش و نگار )

 -  در کسوت ماه - ترجمه سعید سعید پور ( نشر مروارید )

 -  آواز عاشقانه ی دختر دیوانه - ترجمه پگاه احمدی ( نشر فصل سبز )


 

                                                                    زخم

 

چه وحشت انگیز

شست من به جای پیاز

کاملن رفته

فقط بندی از آن باقی مانده است .

تکه ای پوست

مانند کلاه

سفید چون میت

بعد فوران قرمزی

زائر کوچک

سرخپوستی کله ات را کنده با تبر

بوقلمون تو می خواند

پلاس تو جمع می شود

درست از درون دل

به سراغ اش می آیم

بطری ام را بر می دارم

سرخ است و می سوزاند

انگار جشنی است

از بریدگی

گویی یک میلیون سرباز سرازیر می شود

همگی کت قرمز .

با چه کسی سر ستیز دارند؟

با من .

هومون کلوس ها من مریضم

قرص خورده ام

تا احساس ظریف کاغذی را ترسیم کنم

خرابکار

 مرد عملیات انتحاری ، کامیکازه

لکه ای قرمز بر گاز استریل

کوکلوس کلان تو

با بوشکا

تاریک می شود و سیاه

وقتی گلوله می شوی

تپش قلب تو

هنگامی که با او روبرو می شوی با آسیای سکوت

 

چگونه می پری

کهنه سرباز سر سوراخ

دختر کثیف

با شست سر بریده.

 

                                             سیلویا پلات

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم خرداد 1384ساعت 5:50 بعد از ظهر  توسط دومینو  | 

شعری از الهام ملک پور

 

                                                                                   

                                                                               خليج

 

من كه جايي نيستم

هيچ جايي هم شبيه من نيست

من از من شبيه مي سازد

جايي كه نيستم

جا             به جا شده است

 

جاهاي خالي را پر كن

روي من دست بكش

رو به رو دست انداز

روي من دست بكش

 

است روي سين هايي كه نيستم

است

        روي شين هايي كه نيستم

و اصلاً جا به جا شده ام

اصلاً جفت من نازا است

نيستم براي شكل هايي

دستم را بكش

جا روي جفت هايي كه نيستي

روي من دست بكش

 

من

دلتا

روي كفش هاي خودم شانه مي خورم

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم خرداد 1384ساعت 1:12 بعد از ظهر  توسط دومینو  | 

  

                               گزارش جلسه ادبی : ۱۲/۳/۸۴

 

بر سر قایقش /نیما یوشیج

 

بر سر قایقش اندیشه کنان قایق بان

دائمن می زند از رنج سفر برسر در یا فریاد :

((اگرم کشمکش موج سوی ساحل راهی می داد )).

 

سخت توفان زده روی دریاست

ناشکیباست به دل قایق بان

شب پر از حادثه ، دهشت افزاست.

 

 

بر سر ساحل هم لیکن اندیشه کنان قایق بان

ناشکیبا بر می شود از او فریاد :

(( کاش بارم ره بر خطه ی دریای گران می افتاد ! ))

 

< اشارات و خواندنهای شعر ( برسر قایقش ) نیمایوشیج >

 

" امیر قاضی پور " :

*در بند اول نیما با پر رنگ کردن نقش قایق بان ، می خواهد بگوید قایق بان خود می خواهد به ساحل بازگردد.

*راوی (نیما) روایت کننده موقعیت دشوار انسانی است. موقعیتی که قایق بان با تمنای خود

خواسته ی خود به سوی سرنوشت ( در بند سوم ) می رود.

*در بند سوم، شعر نیرویی همچون سرنوشت و تقدیر وجود دارد .جایگاه قایق بان بشدت متزلزل شده است.او ناشکیباست و چاره ای جز تسلیم در برابر تقدیر ندارد.  که ناگزیر به ورطه دریا باز گردد.

* مادامی که" قایق بان" در در یاست آرزوی خوشی وراحتی رادارد .و هنگامی که به ساحل می رسد.باز نیرویی اورا به سوی" دریای گران "می کشاند.

"نیما" بارفت و آمد قایق بان ذهن مارا درگیر می کند.

 

 " نازنین نادری " :

* تمام عناصر وابعاد لازم برای درک محتوا از درون خود شعر بر می آید . آنچه در ابتدا آمده، توجیه کننده بندهای بندی است .ضمن اینکه همین بند اول ، حاوی رویداد،صحنه و مکان حادثه است .

* شاعر با نماد، علت خشم قایق بان را نشان می دهد . (کشمکش موج راه او را به روی ساحل بست) دریا و قایق بان بی قرارو ناشکیبا هستند و این این بی قراری در بند اول باواژگان به نمایش در آمده است .

* کاربرد واژگان منحصر به یک حیطه معنایی ( قایق - قایق بان - ساحل - طوفان - و یا " رنج - فریاد - کشمکش -دهشت افزا و شب " ) تمام کنش ها و واکنش ها و پدیدارهای شعر ، در نظر گرفته شد ه است . و به این صورت خطی ثابت از آغاز تا پایان شعر  ( از لحاظ محتوا ) مشاهده می شود.

*در بند اول واژه "دائمن " به خوبی نمایانگر ناشکیبایی قایق بان است . و کشمکش موج تصویر دریایی طوفانی  را در ذهن متبادر می کند. ( بن مایه های رنج ، ترس و نا آرامی )

* آمیزه " عاطفه وتخیل " در بند آخر ، شعر را از نظر محتوا به اوج می رساند.

* شعر در کلیت خود واقع گراست . اما در عین حال پر از نمادهای عناصر فضا ساز است .نمادهای شعر شبکه ای در هم تنیده را در خدمت بیان محتوا قرار می دهد . شعر با نماد آغاز می شود . و تا پایان از همین نمادها استفاده می شود.

 

 " ارشیا لشکری " :

* ما زنده بر آنیم که آرام نگیریم /  موجیم که آسودگی گرفتن ما عدم ماست

روحیه مبارزه طلبی و ماجراجویی انسان که با وجود قرار گرفتن مخاطرات و آرزوی رسیدن به خواسته ها و آرامش باز هم نمی تواندساکت بنشیند و به جستجوی مسیر وراهی سخت تر از گذشته بر می خیزد .

 

" سارا عزیزی " :

* قایق بان نماینده فردی است از اجتماع ، شاکی از وضعیت موجود - که اتفاقن نظر نیما هم همینگونه است و این را از بند دوم شعر در می یابیم . اما این شخصیت ناراضی از وضعیت اجتماعی ( قایق بان ) وقتی با تقلا و فریاد خود را به ساحل و مقصدی  که به نظرش تا امروزساحل آرامش می رسیده ،

می رسد. مدینه فاضله ای را که در جستجوی آن بوده نمی یابد . ودر،درست بودن مقصدش تردید

می کند . و شرایط اجتماع نوین آن چیزی نیست که به دنبالش بوده . از اینرو ، ناراضی از وضعیت حاضر ،در حسرت روزگار گذشته است .

 

" نگار سایه " :

* ناآرامی روح آدمی ، انسانی که در شرایط نامساعد اجتماعی ، درگیر مبارزه با شر ودر شرایط آرامش ، دلش هوای مبارزه و شور را می کند. حسی است که مخاطب با آن درگیر می شود.امابا خواندن بند اول ، شرایط آرامش و اندیشه یک قایق بان - که در سکون رویایی دریا ، به پیش می رود ، در ذهن تداعی می شود. ولی بلافاصله حس می کنیم ،بایک قایق بان بی صبر و حوصله مواجهیم. که بر سر دریا فریاد می زند و خسته از رنج سفر می باشد.

آنچه برای من قابل درک نیست ، شرایط توام با اندیشه و فریاد قایق بان می باشد. "چگونه این قایق بان هم می اندیشد و هم فریاد می زند ؟ "

بند دوم ، در تقویت و توجیه حس بند اول موثر به نظر می رسد . ودر نهایت تمنای دوباره ه بازگشتن به دریا ، برای قایق بان : عجیب - تامل برانگیز و ستودنیست .

 

 " سمانه مرادی " :

* از نظر مو ضوعی به نظر من ناشکیبایی در جان قایق بان است و نشانه شور حرکت و تغییر یست که در دل قایق بان است . او نماد انسانی پویاست که به شرایط خود، دل خوش نیست . از نظر ساختاری به نظر من سه بند کاملن در جای خود کاربرد خود را القا می کند . و شاعر همچون شاعران کهن با جابجا کردن جای کلمات در جمله ، به شعرش وزن و زیبایی آوایی می دهد.

ریز بینی شاعر در این امر باعث شده کلمات در جمله در بهترین جا قرار گیرد . مثل پشت هم قرار گرفتن دریا و فریاد و آمدن " دریاست " و  " افزاست " در پایان دو سطر بند میانی . و " خطه ی دریا ی گران " دربند آخر.

* در بند میانی شاعر با واژگانی مطلق شرایط قایق بان را توصیف کرده . که اگر از کاربرد تاکید بر موقعیت مخاطره آمیز قایق بان طرف نظر کنیم ، به نظر زیادی می آید . در حالیکه به نظر من اگر تاکید وجود نداشت به اثر گذاری کل شعر ضربه می زد .


 

   بخش دوم جلسه : نقد و بررسی کتاب ( من مجردم خانوم ) مرتضا کربلایی لو

 

اشارات " امیر قاضی پور " :

* اولین داستان کوتاه نویسنده - با موضوع  :پس زمینه زندگی شهری معاصر  - درباره زندگی فردی آدم ها

* داستان ها بدون داشتن حوادث محوری و شاخص، از اتفاقاتی  کوچک در درون داستان تغذیه می کنند.

* نداشتن اتفاقات محوری سبب شده "خرده روایتها " در داستان رویکرد عینی داشته باشند .چیزهایی که بنام حوادث در دل داستان  ودرعکس العمل شخصیتهای داستان شکل می گیرند  و در دنیای بیرونی کمتر از موارد شاهد هستیم .

* باورهای درونی آدم های داستان اساس داستان های " کربلایی لو است . البته این فردیت چندان کامل نیست . ودر میان جمعی که وجود دارد به کشمکش و تعارض می رسد.

* از داستانهای موفق این مجموعه به داستان " عقاب " می توان اشاره کرد .داستان از نظر زمانی به دو قسمت  مساوی تقسیم می شود. زن و شوهری که در روز ۱۳ بدر  در خانه هستند و مرد مسئولیت مراقبت از خانه را بر عهده گرفته ، در حالیکه زن مدام غر می زند. و مرد کوتاه می آید ...تا اواسط داستان که بر اثر رد وبدل صحبت هایی که بین آن دو رد و بدل  می شود ، متوجه می شود زنش : در یکی از روزها سوار ماشین یک از همسایه ها شده ...از این جای داستان مرد که آرام و منطقی بوده ، به یکباره عوض می شود ...زن درصدد توجیه کار است و مرد دیگر آن مرد آرام اولیه نیست . کنترل ازدستش رفته است واز حالت عادی خارج شده است .

آشوبی که با تغییر حالت عادی مرد پدید می آید در روند داستان و نوشته چنان تاثیری دارد ، که گویی آشوبی وسیع در متن گسترانده شده است .

* کلنجار رفتن نویسنده با کاراکترهای خود به طور ناخوداگاه از گفتار کاراکترهای داستان بر می آید.

گویا کلمه ای - جمله ای :قرار نویسنده است که بنویسد ودر درون داستان با فشرده شدن بعضی مسائل اجتماعی - شهری ، بدانها بپردازد .

 

 و اشارات" نازنین نادری " را در جلسه، بصورت مقاله در ( اینجا ) بخوانید .

حاضران جلسه :  نازنین نادری - امیر قاضی پور - سارا عزیزی - ارشیا لشکری - نگار سایه -

سمانه مرادی


 

برنامه جلسه آینده :

۵ شنبه : ۱۹/۳/۸۴

ساعت۱۴ تا ۱۶

مکان: دفتر آقای قریشی ( کوچه شاهین - پلاک ۲۹ )

ویژه  " هوشنگ گلشیری "

و نقد و بررسی ( معصوم اول ) نوشته ی گلشیری

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم خرداد 1384ساعت 4:26 بعد از ظهر  توسط دومینو  | 

دو نقد بر کتاب ( رمادی ) آرش جواهری

 

  نقدحسین محمدی :

 

"نیمی ازعمر خودرابه تمسخر آنچه دیگران به آن اعتقاد دارند می گذاریم و نیمی دیگر را در اعتقاد

به آنچه دیگران به تمسخر می گیرند ."

                                                             مقدمه نویسنده - استفانو بنینی- کافه زیر دریا

 

شمادر مواجهه با متن ( text )رمادی با سه لایه زبانی روبرو هستید که این تعدد در لایه ها در

ظاهر رسم الخط به چشم نمی خورد. بلکه درپیوست دهلیزها در ذهن وافاده ی معانی واژه ها در

ذهن است که لایه ها نمود می یابند.

ترتیب لایه ها

۱- لایه یا ظاهر بیرونی که به نوع کاربرد زبان اسطوره ای بستگی دارد.

۲- لایه میانه که زبان پوچ گرایانه (absurdis ) است . این لایه بستگی به ذهنیت نویسنده دارد

که در رمادی به شکل تراژدی شکل نایافته تجسم پیدا نموده .

۳-این لایه زیرین متن (subject ) ازلایه های مهم و دست نایافتنی متن است. این لایه را "پوچی

بانشاط" می توان نام نهاد .

نکته : تعدد در لایه ها به خاطر گستردگی در دایره ی واژگان است .

همانطور که اشاره شد دست یازیدن بر لایه ی زبانی سوم زمانی میسر استکه شما از دو لایه ی

اولیه عبور نموده باشید .شاید بتوان با اشاره به" دیدگاه امید عینی از آدورنو " کمی راه را هموار

نمود.

" آدورنو" اعتقاد دارد که تا امید خود را به نظم مستقر جهانی به طور کامل از دست ندهیم ،چیزی از "امید" در نمی یابیم .

با توجه به سر خط داده شده توسط "آدورنو" وارتباط آن با متن رمادی ومقوله ی تمسخر

هنجارهای اجتماعی - تاریخی که توسط متن رمادی انجام می پذیرد ، مخاطب در می یابد که همه

چیز از دست رفته است .

نویسنده رمادی به بازنمایی این را می گوید، این ارزشها (کلیات تاریخ ) بعد از این چیزی نیست جز

فرهنگ عامه(مردمی ) (pop calctur )، که در عین ارزشمند بودن دارای پشتوانه ی نظری صحیح نیستند

و شاید با یک نگاه بیرونی به درون دریابیم که شمار زیادی از این ارزشها از بی سوادی ،سوء

تعابیر ، سوءاستفاده های اشخاص و ... بوجود آمده باشد.

تا قبل از مطالعه متن رمادی خواننده ارزشهایی را برای هویت خویش تصویر نمی نمود . ولی با

این روایات است که نویسنده با اشاراتی چند کوتاه ،اما متاثر،واکنش شما را بر می انگیزد. تا

لحظه ای به هویت تاریخی خویش به دیده ی شک بنگرید .

نکته تامل برانگیز همین حس شک است .جنس این شک چیست ؟

برای انسان امروزکه نیاز افزونی برای خلق اسطوره جهت خلق هویت تاریخی خود پیدا نموده ،

خلق هویت تاریخی همپای آفرینش امید محسوب می شود .شاید به سادگی بتوان این انسان را متصور

بودکه اعتقاد خودرا نسبت به هویت تاریخی از دست داده است .

ایین انسان ناامید است . حاصل ناامیدی : استرس ،بی قیدی و سرخوشی نامتعهد است.

جمع نمودن مقوله تراژدی و سر خوشی ؟!؟!

نشاط تراژدی نویس را نباید در مضامین اساطیری اش جستجو کرد، وشاید نه حتا در فضای

اسطوره هایش،نشاط تراژدی نویس در طرز بیانش نهفته است.در شکلی که اسطوره خود را در

آن بیان می نماید.

شما بعد از کلام اسطوره ای رمادی در می یابید که نویسنده هیچ برج عاج نشینی را برای شما باقی

نمی گذارد.هیچ برج عاج نشینی نیست که تاریخ شما را قداست بخشد. شما در دهلیز، "دهلیز ناکجا

آبادرمادی " به جستجوی ریسمانی از ارزشها هستید که بدان دست یازید . اما دریغا ،هیچ نداردبه شما

پیشکش کند.

شما در هر گذر از دهلیز و ورود به دهلیز دیگر ،استرس مشهود تری را دارا خواهید شد.آنچه قطعن

به شما هدیه می دارد - شک به ارزش ها و حصول آن در ناامیدی است .

رمادی شما را وا می دارد به آنچه تاامروز حریم امن می نامیدید - خود تعرض کنید . تعرضی با تمسخر

و خنده . اعتقاد به کنش اخلاقی (moral) از دست می رود .

شوخ طبعی در نمایش نامه های (theater of absurd) " بکت "نجات یافته است ،زیرا آنها بیننده

را وا می دارند به مهمل بودن خنده بخندد،به نومیدی بخندد.

رمادی دربی برای دخول ندارد

                               دربی برای خروج ندارد      

آنچه می دانید ورودبدان است و بس ، همچون هویت تاریخی خویش - نمی دانید کی بدان دل بستید

وآیادل بریدن از آن حاصل پذیر است .آنچه می دانید تغذیه از انبوهی از تاریخ شفاهی است که باید به

یاری" ابرروایت ها "آنها را مشروع نموده اید. از مدخل های این تاریخ آگاه نیستید.

شک در هویت تاریخ ، شک در فرهنگ و زبان خویش ،عناصر تشکیل دهنده رمادی اند. نا امیدی ،

بعد از این تکلیف خودتان را گنگ - روشن می دانید.

"پدرم می گوید گاه مادر هستی امیدهای ما را چون کهنه ی خون آلود حیض خود به دور می افکند "

                                                                        - رمادی .دهلیز سوم ." زابراه "

 

 

 

  نقد نازنین نادری :

 

متن، تصویری حقیقی دوره خاصی از تاریخ نیست. بلکه بازتابی است که که تحریف ایدئولوژیکی شده است وتاریخ را در حکم مبارزه بی پایان بین طبقات متخاصم در جهت کسب منافع اجتماعی واقتصادی ارائه داده است. اما آنچه که مسلم است متن ازشرایط موجود حمایت نمی کند وموضع آشکار یا ضمنی - انتقادی اتخاذ کرده است.

شیوه تفکر در برهه های مختلف زمان ،تعیین کننده فرایند کلی زندگی اجتماعی - سیاسی- فرهنگی است .به گونه ای که تمام متن ، تاکیدی است بر تاثیر زیر بنای فرهنگی بر روبنای اقتصادی است.پس آنچه که در این متن باید تحلیل شود" طبقات اجتماعی " ( بخاطر تاکیدها وحتا تکرارهای آن ) ونقش روابط اجتماعی (چرا که زیر سوال رفته است) می باشد.

مضامین تاریخی- نظیر شکل گیری حکومت ها،نوع حکومت رعیت - چوپانی ، سیاست های داخلی، در درون متن / هستی پیدا کرده است وبصورت موزون و تصویری بیان شده است . به گونه ای که مضامین در اعماق متن کشف و استخراج می شود. و مستقل از خودآن حادثه نمود پیدا می کنند. در هر دهلیز ، آنچه که مخاطب را تحت تاثیرقرار می دهدتاریخ وقوع آن حادثه نیست .بلکه مهم آن است که اجزای متشکله صحنه، چه نوع سرنوشتی را رقم می زنند و یازبان این سرنوشت در برابر مضامینی چون " بلاهت و امید " ( از بن مایه های متن ) چه زبانی است ؟ واصولن روند شکل گیری آن ها با مضامین ابدی نوع داستان ،مانند مرگ - بلاهت وامید، چه ارتباطی را بیان می کند.

همسویی عمق روابط حاکم در متن، با مضامین اساسی عصر مااست. که این مضامین تاریخی رادر متن درونی کرده است. حتا از شیوه تاریخ نویسان سنتی به عنوان عنصر ساختاری متن استفاده شده است.به عنوان مثال مردم عامه اصلن به عرصه تحلیل وارد نمی شوند.سکوت درمورد این قشر ، عملکرد یک ایدئولوژی رعیت - چوپانی است که در آن حاکم در مرکز قرار دارد. و مردم عادی بدیهی انگاشته می شوند.ودر بهترین حالت مردم ممکن است موقعیتی را برای اجرای تصمیمات نهایی اتخاذ شده فراهم کنند . والبته در پیشبرد این عملکرد از تکنیک طنز ( طنز جوونالی )به خوبی استفاده شده است. که بر ارزش ادبی متن افزوده است.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم خرداد 1384ساعت 1:15 بعد از ظهر  توسط دومینو  | 

 

 

         گزارش جلسه ادبی / ۵شنبه : ۵/۴/۸۴

 

در ابتدای جلسه چند بخش از کتاب "رمادی " آرش جواهری توسط حاضران خوانده شد.سپس "امیر قاضی پور" اشارات خود را درباره کتاب بیان نمود:

*درباره دهلیز سی وسوم -که با تکیه بر عناصر رنگ ها نویسنده قصد دارد از حوزه زبان به زبان رنگ ها وارد شود.

*ساختن شهر خیالی که آرش جواهری آن را می نویسد و می سازد.بسیاری از داستان نویسان به ترسیم فضای خیالی و ذهنی خود می پردازند. نمونه ساختن شهرهای خیالی همچون شهر "یوکتاپاتوفا " ( فاکنر )و نمونه های دیگر.

*یکی از ویژه گی های "داستا ن رمادی" خلق زبان و نوشتار منحصر به فرد است. یعنی نوشتار و زبانی که به ظاهرقدیمی و کلاسیک است .ولی به هیچ یک ازآثار قدیمی شباهتی ندارد.

*رمادی چگونه متنی است؟ حکمت متعالی است ؟ نقد و استعاره هایی از تاریخ ؟اما خوب می دانیم" رمادی زبانش تاریخی است و روایت تاریخ را هم به همراه دارد..اما زبانش شبیه ...؟

*رمادی به تک افتادگی خودش می بالد.بخش بخش خوانی و فصل بندی کتاب باعث از دست دادن  معنای روایت های رمادی شده است.آنچنان که حقیقت مستتر در دل رمادی از آن نوشته های نانوشته نویسنده رمادی است .

 و اشارات "حسین محمدی " :

*راوی در هر دهلیز شما را با سرنوشتی آشنا می کند .( توجه به اینکه نویسنده سعی در شخصیت بخشیدن به تاریخ را دارد) دلیل این شخصیت سازی به تاریخ و این نوع تصویر سازی ( imagic ) چیزی نیست جز خلق واقعه -از دل این شخصیت تاریخ است .که نویسنده پیام خویش را بیرون می کشد .البته در ( subject )

*استفاده از گزین گویی: ۱- ویژه گی این نوع نوشتار در این است که تاثیری سریع و یکه بر مخاطب می گذارد.چرا که به مخاطب امکان نمی دهدتا به سویه های تاریک و ضعیف نویسنده رخنه نماید. ۲-علت دیگر این تاثیر سریع ، به علت این است که خواننده در لحظه مورد هجوم واژگان و اطلاعات قرار می گیرد . و این سبب گرفتن قدرت تصمیم گیر ی از سوی شما می شود. (آثارنیچه و.... ) 

زمانی که شما مورد هجوم اطلاعات قرار می گیرید سطح پذیرش و آنالیز مطالب به دشواری و حتا ناممکن می شود. ( دریدا این مطلب را توضیح داده است )

*نوعی توهم آزادی :این توهم از ابتدا ی رمادی آغاز می شود آنجا که می گوید شما برای ورود به هر دهلیز آزاد به انتخاب هستید.این نوع بیان قبل از آن که بیان کننده آزادی برای مخاطب باشد - از یک کنترل و تسلط پنهانی مخاطب نویسنده خبر می دهد- یعنی بازنمایی آزادی - آزادی که در حیطه لفظی محدود می گردد.  این روش را می توان در وا گویه های کلیسا نیز مشاهده نمود.

همه باهم با تکرارجمله:" ما آزادیم .ماهمه آزادیم " . در حالیکه شما از از من اطاعت می کنید و آن چه را من می گویم تکرار می کنید.بدون هیچ گونه حق انتخاب و تفکری.

 و صحبت های "نازنین نادری"  رادر جلسه به صورت مقاله در اینجا بخوانید .

حاضران جلسه : (به ترتیب میزان شرکت در بحث ) حسین محمدی - نازنین نادری -

امیر قاضی پور - حمیده صمدی - آنا


* ۵خرداد روز تولد "نازنین نادری " است. وجودی که حرف های زیادی دارد...

نازنین ! تولدت مبارک!


 

برنامه جلسه آینده/  ۵شنبه :  ۱۲/۳/۸۴

خوانش شعر ( بر سر قایقش ) سروده نیما یوشیج

و نقد وبررسی کتاب ( من مجردم خانوم ) نوشته مرتضا کربلایی لو - نشر ققنوس

*کتاب ( من مجردم خانوم ) نوشته مرتضا کربلایی لو - را از بازارچه کتاب ،نشر ققنوس تهیه کنید.


 بر سر قایقش /نیما یوشیج

 

بر سر قایقش اندیشه کنان قایق بان

دائمن می زند از رنج سفر برسر در یا فریاد :

((اگرم کشمکش موج سوی ساحل راهی می داد )).

 

سخت توفان زده روی دریاست

ناشکیباست به دل قایق بان

شب پر از حادثه ، دهشت افزاست.

 

بر سر ساحل هم لیکن اندیشه کنان قایق بان

ناشکیبا بر می شود از او فریاد :

(( کاش بارم ره بر خطه ی دریای گران می افتاد ! ))

 

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم خرداد 1384ساعت 4:39 بعد از ظهر  توسط دومینو  | 

 

 

           برنامه ی جلسات ادبی

 


۸۴/۳/۱۲ :

خوانش شعر ( بر سر قایقش ) سروده نیما یوشیج

و نقد وبررسی کتاب ( من مجردم خانوم ) نوشته مرتضا کربلایی لو - نشر ققنوس


۸۴/۳/۱۹

ساعت۱۴ تا ۱۶

مکان: دفتر آقای قریشی ( کوچه شاهین -پلاک ۲۹ )

ویژه  " هوشنگ گلشیری "

و نقد و بررسی ( معصوم اول ) نوشته ی گلشیری


۸۴/۳/۲۶ :

 ویژه شعر "سیلویا پلات "

و خوانش شعر ( زخم ) سیلویا پلات


 

۸۴/۴/۲  :

نقد وبررسی ( کتاب هول) نوشته شیوا مقانلو - نشر چشمه


۸۴/۴/۹ :

نقد و بررسی کتاب ( تولدی دیگر ) سروده ی فروغ فرخ زاد


۸۴/۴/۱۶ :

نقد و بررسی کتاب ( دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد ) نوشته شهرام  رحیمیان - نشر نیلوفر


۸۴/۴/۲۳ :

نقد و بررسی کتاب (ما هیچ ، ما نگاه ) سهراب سپهری


 

۸۴/۴/۳۰ :

نقد و بررسی کتاب ( آخرین کشورها ) پل آستر - نشر افق


۸۴/۵/۶ :

ویژه  شعر " محمد مختاری "

و خوانش شعر ( رمز )  سروده ی محمد مختاری


۸۴/۵/۱۳ :

نقد و بررسی کتاب ( وقتشه با من زندگی کنی ) نوشته جویس کرول اتس - نشر مرکز


۸۴/۵/۲۰ :

ویژه شعر " احمد شاملو "

و خوانش شعر ( مرگ ناصری ) احمد شاملو


۸۴/۵/۲۷ :

ویژه " آلبر کامو"

با نگاهی به کتاب (آلبر کامو) از سری کتابهای نویسندگان قرن بیستمی - نشر ماهی


۸۴/۶/۳ :

ویژه شعر " نصرت رحمانی "


۸۴/۶/۱۰ :

نقدو بررسی کتاب  ( عاشق ) مار گریت دوراس -ترجمه قاسم روبین - نشر نیلوفر


۸۴/۶/۱۷ :

نگاهی به دو شعر 

در این فرصت کم - شمس آقاجانی

۶۷۲ و ۶۷۲ و یک - مرتضا پور حاجی


۸۴/۶/۲۴ :

ویژه " ژان پل سارتر"

با نگاهی به کتاب (ژان پل سارتر ) از سری کتابهای نویسندگان قرن بیستمی - نشر ماهی


۸۴/۶/۳۱ :

نقد وبررسی کتاب ( من ببر نیستم پیچیده به بالای خود تاکم ) نوشته محمد رضا صفدری

نشر ققنوس


 

* مکان جلسات: دفتر آقای قریشی ( کوچه شاهین -پلاک ۲۹ )

* هرگونه تغییر برنامه اعلام می شود.

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم خرداد 1384ساعت 1:19 بعد از ظهر  توسط دومینو  |