گفتوگو با على باباچاهي: از گزارههاى تئوريک تا شعر؛ اينجاو اکنون
يکى از مسايلى که تاثيرى جدى و تعيينکننده بر گرايشات و جريانهاى شعرى سالهاى اخير به جا نهاده، ترجمه گسترده آثار فلسفه ادبيات و مباحث تئوريک است. گذشته از برخى مشکلات و مسايلى که درباره کيفيت برگردان اين آثار وجود دارد، نوع رابطه جريانهاى شعرى با گزارههاى مطرح در اين انگارههاى فلسفى - ادبى در بازخوانى شعر پيشرو از اهميت ويژهاى برخوردار است. ديدگاه شما درباره اين رهيافت فلسفى و نظرى و ضرورت توجه يا عدم توجه به آن و نيز چگونگى اجرايى کردن اين گزارهها چيست و چگونه است؟
- در وهله اول بايد به علت اجتماعى رويکرد جامعه روشنفکرى به مقولات غيرسياسى و مقولات تاملاتى و فلسفى اشاره کنيم. يعنى بايد يک زمينه فکرى و اجتماعى وجود داشته باشد تا از آراى فلاسفه غرب و از طرح اين مباحث چه بهصورت ترجمه چه به صورت تاليف استقبال شود. يکى از علتهاى شکلگيرى اين شرايط کمرنگ شدن آرمانگرايى است، با همان تعاريفى که در دهههاى 30 و 40 از آن بهدست داده مىشد.
من فکر مىکنم لااقل آن نوع آرمانگرايى که نشات گرفته از يک اردوگاه خاص و محوريت انديشهاى ويژه بود که سفارشهايى را مىداد و شاعر نيز سفارشها را مىپذيرفت، کمرنگ يا بىرنگ شده و اگر بخواهيم بار ديگر به طرف آرمانگرايى رو بياوريم، اين آرمانگرايى تعريف ديگرى خواهد داشت. بنابراين اين رويکرد به فلسفه يک علت اجتماعى و فرهنگى دارد که مسلما در اين زمينه جامعهشناسان، روانشناسان و ...
ادامه مطلب