نوروز مبارک!
مقاله خوانی حسین محمدی*
به همراه شعرخوانی دوستان حاضر
پنج شنبه نهم فروردین ماه ۱۳۸۶ - ساعت ۱۶ تا ۱۹
نشانی:
فرحزاد - خیابان ایثار - خیابان امامزاده داود - بن بست کوهستان
پلاک ۱۰
در سال ۸۶ تصمیم داریم حداقل ماهی یکبار - در اوایل هرماه جلسه شعرخوانی و مقاله خوانی داشته باشیم.
تا پیدا کردن جای مناسب و نزدیک تری، از دوستان هم اندیش دعوت می کنیم - با وجود دوری راه تشریف بیاورند.
* برای آشنایی با حسین محمدی این جا را فشار دهید
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 3:44 بعد از ظهر  توسط دومینو
|
امیدوارم در ایام نوروز علاوه - بر تنظیم اخبار ادبی- فرهنگی با شعر ومقاله به کارخود ادامه دهیم.
اگر مجید یگانه - الهام ملک پور و حسین محمدی و دوستان همراهی کنند.
امیر قاضی پور
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 7:43 بعد از ظهر  توسط دومینو
|
|
|
|
|
زمان شروع عمليات بازسازى را بعدا اعلام مىکنيم.بهروز غريبپور مدير بازسازى مجموعه تئاترشهر با عنوان اين مطلب به ايسنا گفت: حجم عمليات بسيار گسترده است به همين دليل نياز به زمان بيشترى براى استعلام از شرکتهاى معتبر داريم. اين کارگردان تئاتر گفت: ارقامى که براى بازسازى اعلام مىشود، ارقام بسيار بالايى است به همين دليل يک هيات کارشناسي، ارقام را مورد بررسى قرار مىدهند. غريبپور در پاسخ به پرسشى مبنى بر احتمال طولانىتر شدن عمليات بازسازى تئاترشهر گفت: طولانى بودن يا نبودن زمان بازسازي، خيلى اهميت ندارد، آنچه مهم است انجام درست عمليات است اما در هر حال مىکوشيم در حداقل زمان و با حداکثر سرعت، کار کنيم. پيش از اين اعلام شده بود مرحله جديد بازسازى بعد از پايان اجراى نمايشها از تاريخ 25 اسفند ماه آغاز مىشود و تا نيمه ارديبهشت ماه به پايان مىرسد .
| |
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 7:37 بعد از ظهر  توسط دومینو
|
| کيارستمى :دوست داشتم راننده کاميون مى شدم |
|
|
عباس کيارستمى در مصاحبه اخير خود با روزنامه نيويورک تايمز گفت: زمانيکه من به فيلمهايى که در گذشته محبوب من بوده است، نگاه مىکنم، بيش از 10 دقيقه نمىتوانم آنها را تحمل کنم، يا من خيلى تغيير کردهام و يا اينکه آن فيلمها بسيار قديمى شدهاند. به گزارش فارس در پى نمايش 32 فيلم از مجموعه فيلمهاى عباس کيارستمى در موزه هنرهاى معاصر نيويورک، روزنامه آمريکايى نيويورک تايمز با اين کارگردان کشورمان مصاحبه کرد. اين روزنامه مصاحبه خود را با اين سوال شيطنت آميز آغاز کرد که آيا دولت ايران با شما، بعنوان يک فيلمساز مستقل، سر جنگ دارد؟ کيارستمى در جواب گفت: آنها بسيار مودبند ولى فيلمهاى من اجازه پخش ندارند. اين فيلمساز ايرانى در ضمن اشاره به اين مطلب که از فروش عکسهايش، منبع درآمدى براى ساخت فيلمهايش تامين مىنمايد، در جواب به اين سوال که آيا در فضاييکه نمايش فيلمهاى او در سينماهاى اين کشور ممنوع است، ايرانيان به اندازه کافى فيلمهاى او را مىشناسند، گفت: البته، آنها مىتوانند فيلمهاى من را از طريق بازار سياه تهيه کنند. کيارستمى همچنين در واکنش به اين سخن گزارشگر نيويورک تايمز، که فيلم خانه دوست کجاست او را به عنوان محبوبترين فيلم خود معرفى کرد، گفت: زمانيکه من به فيلمهايى که در گذشته محبوب من بوده است، نگاه مىکنم، بيش از 10 دقيقه نمىتوانم آنها را تحمل کنم، يا من خيلى تغيير کردهام و يا اينکه آن فيلمها بسيار قديمى شدهاند. گزارشگر اين روزنامه آمريکايى در ادامه اين مصاحبه پرسيد: آقاى کيارستمي، چرا اکثر فيلمهاى شما از جمله طعم گيلاس در ماشين فيلمبردارى شدهاند؟ کيارستمى نيز در پاسخ گفت:ماشين يک اتاق کاملا شخصى و خصوصى در حال حرکت است. اين تنها اتاقى است که زمانيکه در آن نشستهاى کسى مزاحمت نمىشود. من زمان زيادى را در ماشين گذراندهام. من عاشق رانندگى هستم و اگر فيلمساز نمىشدم، دوست داشتم که راننده کاميون شوم. پس از آنکه سوالات سينمايى گزارشگر روزنامه نيويورک تايمز به پايان رسيد، با اشاره به اوضاع سياسى ايران خطاب به کيارستمى گفت: نظرتان راجع به احمدىنژاد چيست؟ آيا با سياستهاى او موافقيد؟ کيارستمى در جواب به اين سوال گفت: او زمانيکه به قدرت رسيد قول داد تا مشکلات اقتصادى را حل کند ولى او هيچگاه اين کار را نکرد. نيورک تايمز در ادامه افزود: آيا گرفتن ويزا از دولت آمريکا براى اين سفرتان سخت بود؟ و کيارستمى در جواب به اين سوال گفت: آنها با من بسيار مهربان بودند، به من ويزا دادند ولى زمانيکه در فرودگاه پياده شدم، دو ساعت و نيم تحت بازجويى پليس فرودگاه قرار گرفتم، آنها سوالات بسيار از من پرسيدند از جمله اينکه مادرت چند ساله است؟ پدر چندساله است؟ کجا زندگى مى کنى و غيره که البته من به همه سوالات آنها با روى خوش جواب دادم. گزارشگر نيويورک تايمز، با لبخند خطاب به کيارستمى گفت: حالا واقعا مادرت چند سال دارد و نظرش درباره فيلمهاى شما چيست؟ کيارستمى جواب داد: مادر من 105 ساله است و بسيار خوشبخت و آسوده خاطر است، او زمان تماشاى فيلمهاى من خوابش مىبرد. نيويورک تايمز مصاحبه خود را با اين سوال طنزآميز که آيا شما هميشه و در همه حال عينک آفتابى مىزنيد؟ کيارستمى نيز در جواب گفت: نه زمانيکه به حمام مىروم آن را درمىآورم | |
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 7:19 بعد از ظهر  توسط دومینو
|
|
بيشترجايزههاى ادبي جريانهاى انحرافىاند |
|
|
|
يک جايزه ادبى با داورى صحيح و سالم به الزام ادبى براى ما تبديل شده است، زيرا اکثر جريانها انحرافى هستند. فرخنده حاجى زاده داستاننويس با عنوان اين مطلب به ايسنا، گفت: متاسفانه بايد اعتراف کنم که پيشزمينه منفى که درباره جايزهبگير و جايزهبده دارم، باعث مىشود که روى جايزههاى ادبى خط بطلان بکشم و بهدليل علىالسويه بودن آنها، اصلا دنبالشان نمىکنم. شايد هم بعضىها بحق جايزه گرفته باشند، يا داورىها بدون توجه به نويسنده و ناشر و باندبازى باشد؛ اما اين قضيه آنقدر لوث شده، که در حد جايزهبگير و جايزهبده درآمده است. او افزود: سالهاى اول اين جايزهها را دنبال مىکردم، اما آنقدر در آنها بلاهت ديدم، که ديگر دنبالشان نمىکنم. البته اين بهمعناى توهين به همه داوران و جايزهبگيران نيست. مىدانم عدهاى بدون مناسبتهاى فردى داورى مىکنند و کسانى هم بحق جايزه مىگيرند. حاجىزاده افزود: چگونه است که داوران مىتوانند همه آثار را بخوانند و دربارهى آنها تفکر و تامل داشته باشند؟ ماها که سالها از ترس انگ حسادت و اينکه بگويند خودشان جايزه نگرفتهاند، سکوت کردهايم. او ابراز اميدوارى کرد: البته مىتوان اميد داشت از دل اين جريانهاى کاذب، جريانى آبرومند و بااعتبار بيرون بيايد. ولى امروز اين کشمکشها طبيعى است. اما ما به يک جايزه ادبى سالم احتياج داريم؛ چراکه بعضى از جايزهها بيشتر نقش تبليغى را بازى مىکنند؛ تا مثلا کتابى فروش رود. ناشران به نفع خودشان عمل مىکنند و اثرى را براى جايزه سفارش مىکنند.اين داستاننويس و ناشر با بيان اين مطلب که جايزهها در پيشبرد ادبيات تاثيرى ندارند،افزود: هرچند که اين جايزهها نمىتوانند در ارتقاى ادبيات ما تاثيرى داشته باشند، اما نمىتوان کل قضيه را زير سوال برد. حاجىزاده در پايان تصريح کرد: اين حرفهاى من به اين معنا نيست که تمام کتابهايى که جايزه گرفتهاند، خوب نيستند يا داورىها ناسالم است. اما وجه غالب همين چيزى است که گفتم، و تنها رگ باريکى از سالم بودن را در آنها مىتوان ديد .
| |
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 8:22 بعد از ظهر  توسط دومینو
|
| شمس لنگرودي: مهمترين جايزهها جايزهاى است که مطبوعات مىدهند |
|
|
مراسم اهداى نخستين دوره جايزه شعر خبرنگاران برگزار شد، و يک بسته سيگار در تبعيد غلامرضا بروسان - شاعرى از خراسان - را بهعنوان برگزيده خود شناخت. به گزارش ايسنا عليرضا بهرامى - از داوران جايزه، که اجراى برنامه را هم برعهده داشت - در ابتداى مراسم، در سخنانى گفت: اين جايزه برآمده از بخشهاى فرهنگى رسانههاست؛ بدون هرگونه وابستگى تشکيلاتى يا طيفي. او همچنين اشاره کرد که تقريبا نيمى از آثار راهيافته به مرحله نهايى اين جايزه، به شاعرانى از شهرستانها تعلق دارند. سپس محمد شمس لنگرودى در اين برنامه که در محل نشر ثالث برگزار شد، با اشاره به تعطيلى مطبوعات در زمان رضاشاه گفت: نگاه اشراف و حاکميت بر اين بود که ارتقاى فرهنگى صورت نگيرد. | |
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 8:18 بعد از ظهر  توسط دومینو
|
| ادبيات تنها به خودش متعهد و بدهکار است |
|
|
بيست و چهارمين شب بخارا با عنوان نسل پنجمى ها به همت مجله بخارا ، نويسندگان نسل پنجم و انتشارات خجسته و ققنوس در تالار بتهوون خانه هنرمندان برگزار شد . به گزارش ايلنا، على دهباشي، مدير مسوول مجله بخارا گفت: براى ما همه چيز به نوعى از ورود فکر آزاديخواهى و مشروطه طلبى آغاز شد. نخستين حرکتهاى اجتماعى که براساس تفکر ضد استبدادى شکل گرفت در تماس زمينههاى زندگى تحول را به همراه داشت و از همين رو وارد دوران جديدى از حيات تاريخى و اجتماعى شدهايم که هنوز ادامه دارد. او افزود : تاثيرات اجتماعى در ادبيات ما به ويژه در شکلهاى شناخته شده آن ،شعر و داستان اثرات جدى به جا گذاشت و اين همه مصادف است با جنبشهاى اجتماعى که منجر به مشروطيت شد. اولين نوشتهها از لحاظ تازگى فرم و محتوا براى ادبيات کهنسال ايران پديده نوينى بود که از سرچشمههاى زبان فارسى نشات مىگرفت. دهباشى ادامه داد: دوستان شرکت کننده در مجلس امشب همگى با تاريخ تحولات داستان نويسى ايران آشنايى دارند و مسير طى شده را خواندهاند و در اين دوره اخيرش خود عضوى از تاريخ مورد بررسى ما هستند. محمد محمدعلي، که دومين سخنران اين مراسم بود با بيان اهميت اين جلسه در تاريخ ادبيات شفاهى ايران گفت: روى سخن علاوه بر خوانندگان و علاقه مندان به داستان نويسى امروز، داستان نويسانى است که هم به لحاظ نوآورى و هم به لحاظ سن مىتوانند در نسل چهام و احيانا در نسل پنجم قرار بگيرند. اما درباره نسل اول دوم و سوم هم خواهم گفت. پيش از آن عذر مىخواهم از داستان نويسانى که طى دو سه سال اخير حداقل دو کتاب منتشر کردهاند و اسمشان از قلم افتاده است. او افزود:اين مقال انتقال تجربه يک نسل سومى است به صاحبان اين مجلس يعنى به ليلا صادقي- پاکسيما مجوزي- شهريار وقفى پور- يوسف على خاني- مريم طاهرى مجد- حميد اکبرپور- مرضيه گلابگير- فرهاد حيدرى گوران- محسن فرجي- مهسا محب علي- کامران محمدي- حسن شهسواري- يعقوب ياد علي- احمد اکبرپور- ناتاشا اميري- حسن محمودي- رضا ارژنگ- پيمان هوشمند زاده- على صالحي- سيامک گلشيري- رضا زنگى آبادي- حسن بنى عامري- رسول آباديان- مجيد قيصري- رويا شاپوريان- محمدرضا کاتب- حسين مرتضاييان آبکنار- ميترا داور - هيوا مسيح- موسى على خاني- فرشته توانگر- احمدى غلامي- بلقيس سليماني- منيرالدين بيروتي- ماه منير کهياسي- عليرضا محمودى ايرانمهر- مرتضى کربلايى لو- اميرحسين خورشيد فر- هادى نودهى - مهدى يزدانى خرم- پيمان اسماعيلي- ناتاشا محرم زاده- وحيد پاک طينت- ميترا الياتي، شيوا ارسطويى و ... محمدعلى گفت : وقتى مىگوييم ما نسل سوم، ما نسل پنجم، دو نسل اول و دوم، يک باره در مقوله جدا شدن از ديگران، متمايز شدن از ديگران، و هويت شناسى و هويت بخشى به خود و ديگران قرار مىگيرم. ترازويى به دست خود و ديگران قرار مىدهيم تا با متر و معيار خود ما را بسنجند و ما نيز آنان را ارزيابى کنيم.
| |
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 4:20 بعد از ظهر  توسط دومینو
|
مراسم پايانى نخستين دوره جايزه شعر خبرنگاران سهشنبه 15 اسفندماه جاري برگزار مىشود. به گزارش (ايسنا)، اين مراسم که از ساعت 30:17 در محل نشر ثالث برگزار مىشود، با سخنرانى محمد شمس لنگرودى شاعر و پژوهشگر معاصر و اهداى جايزه به شاعران برگزيده اين دوره همراه خواهد بود. در نخستين دوره اين جايزه، 60 کتاب شعر منتشرشده در سال 1384 - که به دبيرخانه جايزه ارايه شده بودند - توسط محمدهاشم اکبرياني، عليرضا بهرامي، سپيده جديري، محمدحسين عابدى و پوريا گلمحمدى مورد ارزيابى قرار گرفته، از اين ميان، ده مجموعه شعر به مرحله نهايى راه يافتند .هيات داوران نخستين جايزه شعر خبرنگاران، اثر برگزيده را در مراسم اختتاميه اين جايزه معرفى مىکنند .
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 4:17 بعد از ظهر  توسط دومینو
|
| علىاکبر دهخدا بهروايت عمران صلاحي؛ سالى يکبار چرندو پرند را بخوانيد |
|
|
امروز هفتم اسفندماه، سالروز درگذشت على اکبرخان دهخدا ، روزنامهنگار، نويسنده و طنزنويس عصر مشروطه است. به گزارش ايسنا، دهخدا شايد يکى از معدود چهرههاى تاريخ معاصر باشد که توانسته است در زمينههاى گوناگون قابليتهاى نويسندگى و روشنفکرىاش را همچنان که مورد توجه عوام بوده است، به خواص نيز نشان دهد. عمران صلاحى شاعر و طنزپرداز فقيد معاصر اعتقاد داشت که: چرند و پرند بايد بدون حرف واو همانگونه که خود دهخدا در روزنامهى صور اسرافيل، اشاره کرده است، نوشته شود. او ويژگى کار دهخدا را به چند بخش تقسيم کرده و يکى از درخشانترين چهرههاى کار وى را طنزش برشمرده بود. | |
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 2:59 بعد از ظهر  توسط دومینو
|