تبليغاتX
نشریه ادبی Domino

نشریه ادبی Domino

(شعر - داستان - مقاله )

صد و دهمين زادروز ژرژ باتاي؛ ‌انديشمند هراسناک

 

صد و دهمين زادروز ژرژ باتاي؛ ‌انديشمند هراسناک

16‌ سپتامبر، صد و دهمين زادروز ژرژ باتاي، فيلسوف و رمان‌نويس فرانسوى است. ژرژ باتاى در 16 سپتامبر 1897 در بيلون فرانسه به دنيا آمد و 8 ژوئيه 1962 درگذشت. پدر باتاى پيش از تولد او، نابينا شد و در سال 1900 هنگامى که ژرژ هنوز سه ساله بود، به فلج ناقص دچار شد. وحشتى که اغلب در نوشته‌هاى باتاى خود را نشان مى‌دهد در خاطره دوران کودکى او ، از مرگ تدريجى و دردناک پدرش و جنون ادوارى مادرش ريشه دارد. باتاى پس از اتمام خدمت سربازى در سال 1917در اِکول دشارت پاريس پذيرفته شد تا قرون وسطاشناسى بخواند و در 1922 با احراز رتبه دوم از آنجا فارغ‌التحصيل شد.
در بيستم مارس 1928 با سيلويا مالکيس ازدواج کرد و رمان تاريخ چشم را به پايان رساند. از ديگر آثار او مى‌توان به مادام ادواردا (1940)، تجربه درونى (1942)، درباره نبچه (1945) و رمان‌هاى آبى آسمان، مادرم، و مرگ اشاره کرد. مشخصه نوشته‌هاى باتاى درگيرى با افکار شخصيت‌هايى نظير دوساد، نيچه، هگل، فرويد، اشعار بليک و نوشته‌هاى ژان ژنه است. باتاى در دهه 1920 پيوندهايى با جنبش سوررئاليسم ايجاد کرد و همچنين از مارکسيسم پشتيبانى کرد.
اما از اواسط دهه 1930 دلبستگى او به مارکسيسم عمدتا به دليل علاقه فزاينده او به فلسفه نيچه کاهش يافت. همچنين تعهد او به سوررئاليسم به ويژه در نتيجه مشاجره با سوررئاليست فرانسوى آندره برتون کاهش يافت. ‌آثار باتاى اثرات گسترده‌اى بر متفکران فرانسه داشته است. نوشته‌هاى شخصيت‌هايى نظير رولان بارت، ژان بودريار، ميشل فوکو، ژاک دريدا و ليوتار همگى با جنبه‌هايى از افکار باتاى درگير بوده‌اند. ‌

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 2:36 بعد از ظهر  توسط دومینو  | 

ضد تیتر

 

ضد تیتر

 

                                   باید پرداخت به ظريف شدن آینه

چند سانتی متر بالاتر از سطح دريا

می آیند عرق ها در طول روز

از کف دست ها

شن های روان

دیدنی آفتاب

لابد دیدنی در میان رنگ ها

بر سطح،صدای گروه

کاسه ی درد

 

چمن هایی که مردمان

گوش می دهند

"شمع های آفتابگردان "

امیر قاضی پور

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 6:25 بعد از ظهر  توسط دومینو  | 

دو خبر

 

انتشارمجموعه‌ آثارساعدى
مجموعه‌ همه‌ آثار غلامحسين ساعدى با تغيير ناشر منتشر مى‌شود. به گزارش ايسنا، طبق توافق حاصل‌شده ميان خانواده‌ى ساعدى و انتشارات نگاه، قرار است تمام آثار اين نويسنده تجديد چاپ شوند. به گفته‌ فيروزه جوادى - همسر برادر ساعدى - انتشارات يادشده قرار است آثار ساعدى را از بقيه‌ ناشران جمع‌آورى و همه را منتشر کند. ساعدى در زمينه‌هاى داستان، نمايش‌نامه، فيلم‌نامه و ترجمه، آثارى را از خود به‌جا گذاشته است. ‌
 
 
تجديد چاپ دو اثر چهل‌تن ‌
‌”تالار آينه” و “مهر گياه” نوشته اميرحسن چهل‌تن در اين هفته توسط انتشارات نگاه به چاپ چهارم و پنجم رسيد. ‌‌ اميرحسن چهل‌تن نويسنده ،در گفت و گو با فارس، درباره آثار تازه منتشر شده اش گفت: در اين هفته چاپ چهارم کتاب “تالار آينه” توسط انتشارات نگاه منتشر شد. وى افزود: کتاب “مهر گياه” نيز براى پنجمين بار توسط همين ناشر در اين هفته به چاپ رسيده است. اين نويسنده درباره کتابى که در حال نوشتن آن است، عنوان کرد: رمان “اخلاق مردم خيابان انقلاب” را که سال پيش تمام کردم، هنوز انتشار نداده ام. ‌

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 12:18 بعد از ظهر  توسط دومینو  | 

گفتگوي سپيده جديري با احمد رضا احمدي


سپيده جديري- احمدرضا احمدى معتقد است که در سرودن اشعارش، از هيچ شاعرى تأثير نگرفته و شعرش از خودش شروع شده و شايد به خودش هم خاتمه يابد. او به گفته خودش، تاريخ بيهقي، اشعار حافظ و سعدى را براى لذت از يک متن فارسى خوانده اما اين متون هيچ تأثيرى بر آثارش نگذاشته اند.‌‌ ‌ “شما آزاديد هر چيزى که دلتان مى خواهد بپرسيد!” اين جمله “احمدرضا احمدي” يعنى مجوزى تمام و کمال براى پرسيدن تمام سؤال هاى نگفته مان از او. از او که جلوى کتابخانه اى نشسته که به اندازه گلچين ادبيات ايران و جهان عظيم است و به اندازه افکار يک شاعر، آشفته و درهم، تمام سؤال هاى نگفته مان را مى پرسيم و او، چه مهربان و شوخ طبع، داستان نگفته اش را بازگو مى کند. اينجا در خانه شاعر نشسته ايم و از او اين بار نه درباره ديگرانى که مى شناخته، که درباره احمدرضا احمدى که مى شناسيم، مى پرسيم و او مُهر از صندوق اسرار سر به مُهرش بر مى دارد. ‌‌ ‌آقاى احمدي، هدف از اين گفتگو بررسى کامل زندگى شعرى شما است که به نظر من نمى تواند جداى از زندگى شخصى شاعر (شما) باشد.
با سؤال هاى شخصى درباره زندگى تان شروع مى کنم که اميدوارم از نظر شما طرح آنها ايرادى نداشته باشد. بهتر است داستان زندگى تان را با لحظه تولد و دوران کودکى تان شروع کنيم. ‌
‌ ‌شما آزاديد هر چيزى که دلتان مى خواهد بپرسيد.‌
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 3:11 بعد از ظهر  توسط دومینو  | 

باران

 

 

باران

تقديم به فريبا كه بتازگي مي تازد

 

 

رفتم يك عمر در كفشها بمانم          خيس

مثل سيبي كه چاقو خورده ام

چقدر با شاخه تا چتر ببارد.

زندگي را سر و ته مي كنم

سر و ته مي كنم زندگي را

و دور چيزي خط كشيده ام

كه خط كشيده دور مرا

و دور مي زند           بي زمين

تنها                 با سايه ي بي چتر خيابان

كه پشت گوشي مي بارد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 4:47 بعد از ظهر  توسط دومینو  | 

14‌ دهه پس از شارل بودلر ‌ وداع با پيشگام نمادگراي

140 ‌ سال پيش در چنين روزهايى شارل بودلر پيشگام سمبوليست‌ها در آغوش مادرش جان داد. شارل بودلر در نهم آوريل 1821در شهر پاريس ديده به جهان گشود. مادرش کارولين ارشيمبودوفه و پدرش فرانسوا بودلر نام داشت.شارل تحت تأثير پدر به سمت هنر گرايش يافت. چراکه بهترين دوستان فرانسوا بودلر هنرمند بودند و در بيشتر روزها فرزند خردسالش را براى ديدن موزه ها و نگارخانه ها مى برد. بودلر درباره روزگارى که در کنار پدرش با هنر آشنا مى شد، مى نويسد:تصويرها، تنهاترين، باشکوه‌ترين و نخستين دريافت‌هايم بودند. اما دوران حضور شارل کوچولو براى ادراک هنر در کنار پدرش زياد به طول نيانجاميد و شارل در 6 سالگى پدرش را از دست داد و از اين رو به مادر متمايل شد. ‌يکسال بعد از مرگ پدرش، مادر شارل با سروانى به نامژاک اوپيک ازدواج کرد.شارل همواره از اين پيوند ناخوشايند بود. چراکه اوپيک را دوست نداشت و منش سربازى او را بر نمى‌تافت.اما مجبور به همدلى با مادر بود. وقتى که در 11 سالگى مجبور شد همراه خانواده به ليون مهاجرت کند، مدام به پاريس مى‌انديشيد و به روزهاى خوبى که با پدر و مادرش داشت و اين نخستين درون گرايى‌هاى بودلر بود.در مدرسه شبانه روزى نيز با همکلاسى‌هايش سازگار نبود و دچار کشمکش‌هاى زيادى با آنها مى‌شد. تا اينکه در در آوريل 1839 سالى که مى‌بايست دانش آموخته شود، از مدرسه بيرونش کردند. در روز تولد 21 سالگى اش ميراث پدر را به ارمغان برد.اما او با بى پروايى اين ميراث را به نابودى کشاند. شارل بودلر در 21 سالگى با ژين دووال زنى دورگه که از ديد او نماد زيبايى سياه بود ازدواج کرد. شارل بودلر نيز همانند ادگار آلن پو، پايه گذار داستان کوتاه، از وحشت ها و اوهام و تاريکى ها مى نوشت. او علاوه بر شعر به کار نقد نيز روى آورد.تالارها پژوهش‌هاى ارزنده و چشم گيرى از او درباره هنرمندان گوناگون است. بودلر همچنين نگاشته‌هاى روزنامه نگارانه کوتاه بسيارى آفريد و پژوهش‌هاى بنيانى ترى نيز درباره کارهاى ادبى شناخته شده‌اى چون مادام بوارى فلوبر به انجام رساند. بودلر از مطرح ترين اديبان مکتب سمبوليسم بود. نمادگرايى يا سمبوليسم يکى از مکاتب ادبى و هنرى است که در پايان سده نوزدهم به وجود آمد. شارل بودلر پيشگام اين راه شد. در ميان کسانى که از بودلر الهام گرفتند و با اثرهاى خود زمينه را براى پيدايش نمادگرايى آماده ساختند پل ورلن، آرتور رمبو و استفان مالارمه از همه مشهورتر هستند. البته هرکدام از آنها سبک ويژه‌اى داشتند. از معروف ترين آثار بودلر مى توان به کتاب‌شناسي، گل‌هاى شر، بهشت‌هاى مصنوعي، اشعار کوتاهى به نثر، نقاش زندگى مدرن و اندوه پاريس که نزديک پنجاه سروده به نثر است، مى توان اشاره کرد. حمله قلبى کوچکى در 1862 و همچنين از کار افتادگى نيمى از بدنش و زبان پريشى شديد در سال 1867 مقدمه مرگ او را فراهم کرد. سرانجام شارل بودلر در 31 اوت 1867 در سن 45 سالگى در آغوش مادرش چشم از جهان فرو بست تا مرگى شبيه به ادگار آلن پو داشته باشد. او را گورستان مونپارناس پاريس به خاک سپردند. ‌
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 5:43 بعد از ظهر  توسط دومینو  | 

انتقاد يوسا از کاسترو و چاوز

 ماريو بارگاس يوسا در مصاحبه اى ضمن انتقاد از فيدل کاسترو و هوگو چاوز نظام سياسى کوبا را نيازمند دموکراسى دانست. به گزارش مهر، ماريو بارگاس يوسا در مصاحبه اى که به تازگى در برزيل انجام داده است، گفت: کل زندگى من حول نوشتن مى چرخد و بدون نوشتن نمى توانم خودم را متقاعد به زندگى بکنم. به قول فلوبر نوشتن راه و روش زندگى است. او ادامه داد: حقيقت اين است که ادبيات قادر است تاثير زيادى در انتقال سياست داشته باشد و مردم را نسبت به دنيايى که در آن زندگى مى کنند حساس سازد و آنها را نسبت به هم نزديک کند. يوسا افزود: ارتباط با دنياى کامل، زيبا، منسجم و عقلانى از طريق ادبيات صورت مى گيرد. از اين طريق خوانندگان بيشتر با نواقص دنياى بيرونى آشنا مى شوند اما متاسفانه برخى صاحبان قدرت از اين امر هراس دارند و اجازه نمى دهند که ادبيات مردم را آگاه کند. اين نويسنده در مورد سياستمداران آمريکاى لاتين گفت: من هميشه از قدرت طلبان چپ و راست متنفر بوده ام و فرقى نمى کند که پينوشه باشد يا هوگو چاوز و کاسترو. پينوشه و چاوز نمونه واقعى ديکتاتورهاى بزرگ هستند. چاوز هيچ تاثير عملى نمى تواند بر اطرافيان بگذارد و خواسته هايش را تحميل کند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دهم شهریور 1386ساعت 12:32 بعد از ظهر  توسط دومینو 

نقش تعيين کننده شعر در زندگى ضياء موحد

نخستين نشست ادبى شهريور ماه نشر ويستار عصر يکشنبه با حضور عنايت سميعي، سيد على صالحى و اهالى ادبيات و شعرخوانى ضياء موحد برگزار شد. به گزارش مهر، موحد پس از خواندن چند شعر کوتاه از مجموعه شعرهاى جديدش در کتاب نردبان اندر بيابان با اشاره به تغيير روايت در اين مجموعه (در قياس با شعرهاى قبلى اش) گفت: کسانى که با مجموعه شعر مشتى نور سرد توانستند خوب ارتباط برقرار کنند، با نردبان اندر بيابان مشکل دارند و اين به خاطر عوض شدن نوع بيان است يعنى مجموعه جديد روايتى دارد که ظاهراً ساده است اما به هيچ وجه اين گونه نيست. موحد پس از خواندن چند شعر ديگر، به سوال هاى برخى از حاضران در نشست پاسخ داد. او در پاسخ به اينکه آيا او بعد شاعرى زندگى اش را از ديگر ابعاد آن بيشتر دوست دارد يا نه؟، گفت: به نظر من لذتى که معطوف به هيچ هدفى جز لذت نيست، اصل کار شعر گفتن است و من چون از کودکى و زمانى که مادر مادر بزرگم شعرى را زمزمه مى کرد اين لذت را احساس کرده ام، از سرودن شعر هم لذت برده ام و به همين خاطر شعر مى گويم. موحد افزود: من خيلى به شعر پرداخته ام و نوع زندگى من را بيشتر از آنکه فلسفه تعيين کند شعر تعيين مى کند؛ تئورى ها هم بر شعر من تاثيرى نگذاشته اند. اساساً آن سبک بالى را که شعر به آدم مى دهد، اهميتش از هر معرفتى بيشتر است. البته اين به معناى اين نيست که خوانده هايم بر شعر من تاثير نگذاشته اند چرا که زيست جهان هر شاعر روى شعرش تاثير مى گذارد. من هيچ وقت زبان شعرى ام والا نبوده و بيشتر زبان مردم است. ‌
+ نوشته شده در  جمعه نهم شهریور 1386ساعت 5:18 بعد از ظهر  توسط دومینو 

منفرجه

 

منفرجه

 

اجازه می دهی از وسط حلقم

به اسم خیابانی که مشوش است

دور زدن، ملتفت نمی شود.

: بی رها    به حفظ کردن کتاب

«آب های خاطره ها»

:بچه ها سعی می کنم خیس شوم از بی رها

سر رفتنم ؛

یک جوراب بی شکل

باورم شد

دو بار                - صدایی به ستون یک زبان

آبی اتفاق خواهد افتاد

خاک / هر چه می خواهد

ستون خانه یا نه

صدای شاخص است

 

امیر قاضی پور

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت 5:58 بعد از ظهر  توسط دومینو  |