تبليغاتX
نشریه ادبی Domino

نشریه ادبی Domino

(شعر - داستان - مقاله )

کلاغ کالوينو

 

 چاپ جديد مجموعه داستان کلاغ آخر از همه مى‌رسد ‌اثر ايتالو کالوينو، نويسنده ايتاليايي، روانه کتاب‌فروشى‌ها شد. اين کتاب از سوى انتشارات کتاب‌خورشيد چاپ شده است. اين کتاب توسط سه مترجم زبان ايتاليايى به فارسى ترجمه شده است. رضا قيصريه، اعظم رسولى و مژگان مهرگان، تيم ترجمه اين کتاب، پيش‌تر آثار ديگرى از کالوينو يا ساير نويسندگان ايتاليايى را چون آلبرتو موراويا به فارسى ترجمه کرده‌اند. اين کتاب که توسط انتشارات کتاب‌خورشد و در ادامه سلسله‌کتاب‌هاى ادبيات ايتاليا که توسط اين ناشر چاپ مى‌شود، منتشر شده، دو داستان با ترجمه قيصريه، 13 داستان با ترجمه رسولى و 6 داستان با ترجمه مهرگان را در خود جاى داده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 5:11 بعد از ظهر  توسط دومینو  | 

آخرين اجراى خواننده صلح ‌‌ ‌ناتمام ماند مادرآفريقا درگذشت

ميريام ماکه‌با، ‌‌(Miriam Makeba) ‌خواننده محبوب آفريقاى جنوبى که طرفداران او را ماما آفريقا مى‌نامند، در جريان کنسرتى عليه مافيا، در يکى از شهرهاى جنوبى ايتاليا دچار حمله قلبى شد و در بيمارستان درگذشت. ماکه‌با که با آهنگ‌هاى‌Clicksong ‌و‌Pata Pata ‌به شهرت جهانى رسيد، همواره از موسيقى به عنوان ابزارى مبارزه با نژادپرستى در کشور خود استفاده کرد.‌‌ ‌ماکه‌با در چهارم مارس ‌‌1932‌‌ در ژوهانسبورگ آفريقاى جنوبى به دنيا آمد. وى خوانندگى را در کر و در دوران مدرسه آغاز کرد. او پس از مدرسه، موسيقى را با گروه کيوبن برادرز‌‌(Cuban Brothers) ‌ادامه داد و سپس به منهتن برادرز‌(Manhatten Brothers) ‌پيوست. وى به همراه اين گروه‌ها در کلوب‌ها و هتل‌ها برنامه اجرا مى‌کرد.‌‌ماکه بعدها در فيلم ضدنژادپرستى‌Come Back Arfica ‌، اثرLionel Rogosin ‌ ‌، مستندساز آمريکايي، بازى کرد و از سوى اين کارگردان به جشنواره فيلم ونيز دعوت شد. وى با اين فيلم شهرت فراوانى به دست آورد و همين امر سبب شد که دولت نژادپرست آفريقاى جنوبى از بازگشت او به وطنش جلوگيرى کند. بدين ترتيب مهاجرت اجبارى ماکه‌با آغاز شد، مهاجرتى که ‌‌31‌‌ سال ادامه داشت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 1:30 بعد از ظهر  توسط دومینو  | 

شماره ی چهار

الهام ملک پور

 

وقتي گل مي زنم مي خواهم حلقه ام را ببوسم

همه هورا مي كشند

كر كننده است

و من دل م مي خواهد به نبض هاي رگ م دست بكشم

جلوي من را بگيريد

بايد از كنار هر دروازه بگذرم

توپ مي خورد

گل نمي شود

ولي همه هورا مي كشند

.

اين حساب انگشت هاست

در كنار من است هر ديوار يخي

سست مي شود . . . . ولي فرو نمي افتد

باز هم شروع كنم

همه هستند

اين عكس ديگري ست

پدرم از پله نمي افتد . . . . . . . باباي من

اين كار كوچك است

بايد ثابت شده باشد در هر گوشه از دورگه هاي سفيد و بنفش

همه مي خندند

صورت م باز مي ماند

چيزي فرو نرفته است

دوست م به سر نمي رسد تا يك پا در ميان بگذارم

جاده ي هرات

چرخ هاي جاده رو نبايد صدا بدهند

او اما خودش است

تماس نگيريد

من مي توانم خودم باشم ولي او

برج است كه بالا مي آيد

بايد خودش باشد

صداي هر چرخ را مي دزدم تا نشان م ندهد

صورت م

اسكاتلند كشوري ست كه در آن بلوز سبز و سفيد به من مي آيد

كشور من

نمي دانم كشور من به چه فكر مي كند

مي خوابد

بايد بخوايد

اين طور مي شود . . . . . . و پله ها را مي روم . . . .

همه هستند

گل مي زنم به دروازه ي حريف

ولي يك نفر بس است

نفر به سمت زمين مي دود

شايسته است از تمام نگاه ها برگردم بيفتم پايين

سرم را بدزدم

بگذارم زير سرم

درد مي كند

هر استخوان كه دارد آرام مي گيرد

استخوان هر شيوه ي مصنوع

نفر فرياد مي زند

-         هِي!

-         با من است آن كه مي دود؟

     با من است آن كه فرياد مي زند؟

-         هِي!

دارد براي توپ ها داوري مي فرستد

تف مي اندازم روي چمن و از نفر مي خواهم كه با هم شام بخوريم

شير مي خوريم

برج ها را به پدرم تقديم مي كنم

چرخ هاي بي صدا را به پدرم تقديم مي كنم

و مي روم شير بخورم

لباس دو رنگ م را بپوشم

و كشورم سرد است

عضلات م از من عبور مي كنند

قيافه ام آشناست

مردم م به من مي گويند مادر خرس

هورا مي كشند

و رگ هايم تير مي كشد

كر كننده است

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 3:17 بعد از ظهر  توسط دومینو  | 

نشان خانه تئاتر بر سينه حسين عليزاده موسيقى تئاتر را دست کم گرفته ايم

آهنگساز نمايش مهمانسراى دو دنيا در نشستى خبرى با اشاره به مهم بودن اجراى يک تئاتر، از نبودن روح گروهى و جمعى در فعاليت‌هاى هنرى در ايران انتقاد کرد.‌ ‌به گزارش مهر، حسين عليزاده ضمن ارائه توضيحاتى درباره ساخت موسيقى متن فيلم و نمايش گفت: وقتى به عنوان اهل موسيقى به هر چيزى نگاه مى‌کنم براى من تبديل به صدا مى‌شود. اين چيزها براى اهالى تئاتر به نمايش و براى يک نقاش به تصويرهاى مورد نظر او تبديل مى‌شود.‌‌من علاوه بر ساخت موسيقى براى فيلم‌ها و تئاترهاى ايرانى براى نمايش‌هاى خارجى نيز آهنگ مى‌سازم. حسين عليزاده که آهنگسازى نمايش مهمان‌سراى دو دنيا را بر عهده دارد ،گفت: دوست داشتم آقاى سليمى يک نمايش ايرانى را اجرا کند و من موسيقى آن را بسازم. هميشه موسيقى ايرانى را هم‌طراز با جامعه خودم سوژه‌يابى مى‌کنم و بسيارى فکر مى‌کنند که من يک موزيسين سنتى هستم، در حالى که اينچنين نيست و صرف اين که براى متون ايرانى موسيقى بسازم، هم اينگونه نخواهد بود. هنگامى که سهراب سليمى درباره اين نمايش با من صحبت کرد، جذب نمايشنامه شدم و براى تاثيرگذار بود و اى کاش مى‌توانستيم بحث عرفان را به راحتى و بدون شعارزدگى در نمايش‌هاى ايرانى نيز بيان کنيم. سهراب سليمى درباره شکل‌گيرى اين همکارى نيز گفت: هميشه نگاهم را نسبت به سوژه‌ها به صورت شفاف بيان کرده‌ام و

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 1:12 بعد از ظهر  توسط دومینو  | 

اسدالله امرايي: ‌صفارزاده بسيار کمال‌گرا بود

 

اسدالله امرايى معتقد است: جنبه‌هاى آکادميک کار طاهره صفارزاده بر جنبه‌هاى ديگر کارش برترى داشت. اين مترجم به ايسنا گفت: او را به‌عنوان شاعرى مى‌شناختم که پيش از انقلاب شعرهاى زيادى داشت و پس از انقلاب هم بيش‌تر به کار آکادميک پرداخت، البته زمانى نيز در دانشگاه تدريس مى‌کرد. يکى ديگر از کارهاى او، ترجمه قرآن به زبان انگليسى بود. او از طاهره صفارزاده به‌عنوان استادى بافضيلت و باسواد ياد کرد و گفت: صفارزاده بسيار کمال‌گرا بود و اين ويژگى در آثار ترجمهى و در کلاس‌هاى درس او ديده مى‌شد که هميشه دوست داشت، کارى که انجام مى‌شود، کامل باشد و اين را مجموعه تأليف‌هاى او نشان مى‌دهد. جنبه آکادميک کارش به ديگر جنبه‌هاى کارى‌اش مى‌چربيد، از سويى چون معمولا شاعران ما يا شاعر‌ يا تئوريسين و نظريه‌پردازند، معتقدم نظريه‌پردازى او قوى‌تر بود. ‌


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 1:6 بعد از ظهر  توسط دومینو  | 

شعری از امیر قاضی پور

 

اگر ستاره ها یک فرشته می شدند

یک جای مقدس فقط یک جای مقدس است

اگر روی پاهایت بشینی

شهر، که کمتر کسی در عمق هیچ

در سبد تعطیل گوشه ی اتاق می شوی ستون خانه

دورها همان جا بودیم

بچه نیست          پی در پی

فرشته ای که بستگی به آدمش دارد

من ثانیه های بی شمار           ازهیچ گذرگاهی

شاعری که کف دلش را قبول دارد

بچه را قبول نمی کند

من از خودم ازفکرهای خوب میشوم

موهایم پی در پی جادویش را نشان می دهد

 

 امیر قاضی پور

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 0:20 قبل از ظهر  توسط دومینو  | 

دکتر ناصر فکوهي: جامعه يک‌دست محال است

 ناصر فکوهى استاد دانشگاه تهران از جمله انسان شناسانى است که براى تحليل واقعيت هاى روزمره جامعه به بررسى بنيادين مسائل اجتماعى مى نشيند و سعى مى‌کند هر آن چه را که بايد ريز و جز به جز تحليل کند.او در گفت و گويى با ايسنا به بررسى تغيير در جامعه ايران وبررسى و ريشه‌هاى فرهنگى تحولات سياسى ايران با محوريت تاثير و تاثر فرهنگ سياسى و تحول سياسى از يکديگر، مبناى شکل‌گيرى فرهنگ سياسى و عوامل و لوازم ايجاد يک تحول سياسى پرداخته است. فکوهى براين باور است که تحول سياسى در عصر کنونى نياز به انعطاف‌پذيرشدن هر چه بيشتر تمامى نهادها و سازوکارها و کنشگرانى دارد که در اين حوزه مشارکت دارند: در واقع ديگر نمى‌توان در عصر اطلاعاتى انتظار داشت که اشکال سخت و غيرقابل تغيير و تحول سياسى بتوانند به حيات خود در شرايطى که دائما همه چيز در حال تغيير و فرايندهاى سياليت اصل و محورهاى شناخت و روابط را تشکيل مى‌دهند، ادامه دهند. به عبارت ديگر، موقعيت‌هاى جزيره‌اى که در دنياى باستان و حتى تا انقلاب صنعتي، اصل و محور جامعه بودگى را تشکيل مى‌دادند در طول اين انقلاب و به خصوص در سى سال اخير که از انقلاب اطلاعاتى مى‌گذرد، تقريبا کاملا فرو ريخته‌اند و ديگر نمى‌توان هيچ جزيره سياسى - فرهنگى - اقتصادى و اجتماعى در جهان تصور کرد که مردم آن بتوانند به ميل خود و به گونه‌اى که مى‌خواهند بدون توجه و بودن ايجاد مبادلات هرچه بيشترى با بيرون از خود و همچنين بدون ايجاد پويايى شديدى درون خود بازهم از طريق تفاوت‌زايى و مبادله ميان اين تفاوت‌ها، وجود داشته باشند. البته درک و به خصوص عملى و درونى کردن اين مفاهيم کار سختى است اما هر اندازه در اين کار بيشتر در جا بزنيم وقت بيشترى را هم از دست داده‌ايم و خود را با خطر امواج تخريب‌کننده انرژى‌هاى ذخيره شده در اثر انفعال اجتماعى انباشت شده بيشترى روبه‌رو کرده‌ايم. ‌


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سوم آبان 1387ساعت 4:32 بعد از ظهر  توسط دومینو  |