تبليغاتX
نشریه ادبی Domino - ‌‌قالى سخن‌گو را از شاهنامه کشف کردم

نشریه ادبی Domino

(شعر - داستان - مقاله )

بهرام بيضايي:‌ ‌‌قالى سخن‌گو را از شاهنامه کشف کردم
اين فيلم را براى‌ ‌کسانى ساخته‌ام که نسبت به مقولات اسطوره‌اى مطرح شده در آن، آگاهى ندارند.‌‌ ‌به گزارش (ايسنا)،‌ بيضايى کارگردان فيلم قالى سخنگو که بيست‌و هشتم بهمن ماه - به دعوت آسيفاى‌ ‌ايران براى نمايش فيلم کوتاه‌اش درباره‌ فرش ايرانى در خانه هنرمندان ايران حضور‌‌ ‌يافته بود، با بيان اين مطلب گفت: اميدوارم تماشاگران فيلم با ديدن آن به دنبال‌ ‌مسايل مطرح شده‌ در آن بروند و اگر اين فيلم بتواند دريچه‌اى را به جهانى باز کند‌ ‌که آن را فراموش کرده‌ايم، کارکردى بيش از يک فيلم خواهد داشت.‌ ‌او ادامه داد: بهترين تعبير از فرش ايران در پايان‌ ‌فيلم کمال‌الملک مرحوم على حاتمى وجود دارد، جايى که فردى به کمال‌الملک‌ ‌قاليچه‌اى مى‌دهد و او مى‌گويد سال‌ها دور دنيا گشتيم و زير پاى خود را نديديم.‌ ‌بيضايى در تاييد اين سخن گفت: ما زير پاى خود را‌ ‌نديديم، در حالى که تمام فرهنگ از ميان رفته ما در فرش سخن گو وجود دارد.‌ ‌کارگردان آثارى چون سگ کشى و مسافران در پاسخ‌ ‌به پرسشى درباره‌ رابطه‌اش با شاهنامه گفت: شاهنامه، اولين معلم من در تئاتر است و‌ ‌با اين اثر رابطه عقلى و عاطفى دارم به گونه‌اى که شاهنامه براى من تنها يک اثر ملى‌ ‌نيست، بلکه اثر زنده‌اى است که با آن کار مى‌کنم.‌ ‌بيضايى افزود: مى‌توان تنها شاهنامه را جزو‌ ‌افتخارات شمرد، در حاليکه مى‌توان آن را از نو دريافت کرد، چرا که شاهنامه منبع کشف‌ ‌است وتمام عناصر فيلم قالى سخنگو ‌را از شاهنامه‌ کشف کردم.‌‌ ‌او در ادامه افزود: براى رسيدن به اين‌ ‌کشف بايد کنجکاوى وجود داشته باشد تا از راه آن به پژوهش و کشف رسيد. اگر اين کشف‌ ‌صورت بگيرد، به فرهنگى مى‌رسيد که شاهنامه تنها بخشى از آن است.‌ ‌کارگردان شب هزار و يکم درباره‌ برخوانى قالى‌ ‌سخنگو گفت: عملا مى‌خواستم برخوانى آن با دو صداى زنانه و مردانه انجام شود، اما‌ ‌نمى‌خواستم با ديدن فيلم، صداى راديو يا تلويزيون يادآورى شود.‌‌ ‌او با تاکيد بر لزوم خلاقيت در رشته‌هايى مانند‌‌ ‌برخوانى گفت: در حال حاضر برخوانى ما دچار تکرار و رکود شده است، در صورتى که‌ ‌نيازمند خلاقيت در اين زمينه هستيم، زيرا هر پديده‌اى که خلاقيت خود را از دست‌ ‌بدهد، تبديل به پديده‌اى موزه‌اى مى‌شود.‌ ‌اين پژوهشگر گفت: درخت سخن گو و قالى با نقش درخت‌ ‌سخن‌گو در ايران خيلى کم شناخته شده و متاسفانه حدود 70 سال است که فرشى که نقش‌‌ ‌درخت سخنگو را دارد، ديگر بافته نمى‌شود.‌ ‌او در توضيح درخت سخن گو گفت: درخت واق يا واک يا‌ ‌واج به معناى ايزد بانوى بارورى و سخن است که بعدها تبديل به ايزد بانوى آبها يا‌ ‌آناهيتا مى‌شود.‌ ‌به گفته او، درخت سخن گو که در شاهنامه و هزار و‌ ‌يک شب به آن اشاره شده،‌ درختى است که آينده را در دو نوبت از شبانه روز و به زبان‌ ‌مردانه و زنانه پيش بينى مى‌کند.‌ ‌بيضايى با ارائه توضيحاتى درباره‌ نقش‌هاى مختلفى‌‌ ‌که در فيلم قالى سخنگو استفاده کرده گفت: بسيارى از اين فرش‌ها ديگر وجود ندارند و‌ ‌ما آنها را از کتابهاى قديمى فرش پيدا و اسکن کرديم.‌ ‌او درباره‌ سمبليک بودن درخت سخنگو گفت: در جهان‌ ‌کهن براى پيدايش هرچيزي، اسطوره‌اى وجود دارد و در قديمى‌ترين کتابهاى اسطوره‌اى که‌ ‌همان ريگ ودا و اوستا است،‌ مهمترين اتفاق بارورى است که اگر نباشد حيات نيست‌ ‌به اين ترتيب ايزد بانوى آناهيتا، ايزد بانوى بارورى و خرد است و هرجا که فرد وجود‌ ‌داشته باشد، کلام رهايى بخش وجود دارد.‌ ‌بيضايى درباره‌ اولين تصوير فيلم قالى سخن‌گو‌ ‌گفت: اين تصوير مربوط به درخت زندگى است که در تمام کشورها بسيار مهم است، به طورى‌ ‌که وظيفه اول هر پادشاه نگهبانى از درخت زندگى و آبادى بوده است و بعدها که شاهان‌ ‌قدرت پيدا مى‌کنند، ‌اين کلمه معناى ديگرى پيدا مى‌کند‌‌ .‌ در اين برنامه نورالدين زرين‌‌ ‌کلک، رئيس هيات مديره اين تشکل با اظهار تاسف از تخريب آثار ملى گفت: تخت جمشيد در‌ ‌ده بيست سال گذشته،‌نصف شده و اگر اعتراض نکنيم به موسسه‌اى که نامش ميراث فرهنگى‌ ‌است وهيچ دلسوزى نمى کند، بعيد نيست نسل آينده ديگر هيچ چيزى از تخت جمشيد نبيند.‌ ‌او ادامه داد: تخت جمشيد که بعد از حمله اسکندر،‌ ‌هزاران سال سر پا ايستاده، در اين سال‌ها مورد بى‌مهرى‌هاى زيادى قرار گرفته است.‌ ‌او سپس به جوانان انيماتور حاضر در برنامه گفت: براى ساخت آثارخود از گنجينه‌هاى غنى ايران به ويژه شاهنامه‌ که معمارى زبان‌ ‌فارسى است، استفاده کنند.‌ ‌زرين کلک در ادامه گفت: اگر مى‌خواهيم فيلم بسازيم خوب است‌ ‌در درياى ادبيات غوطه‌ بخوريم، در حالى که متاسفانه در دوره حاضر، نسل جوان ما از‌ ‌ادبيات فاصله بسيارى گرفته است.‌ ‌اين انيماتور ادبيات، گرافيک و جامعه شناسى روانى‌ ‌را سه رکن اصلى هنر انيميشن داشت و گفت: شاهنامه‌ ما حاصل گنجينه‌هاى فراوانى است‌ ‌که منبع بسيار خوبى براى سينماى انيميشن است و با پرداختن به آن مى‌توان فرهنگ‌سازى‌ ‌انجام دهيم و تماشاگران را به بهترين شکل، جذب کنيم.‌ ‌همچنين نقالى گرد آفريد و پخش قطعاتى از فيلم‌ ‌تئاتر‌هاى رستم و سهراب ‌از ديگر بخش‌هاى اين برنامه بود‌ .‌‌
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 2:59 بعد از ظهر  توسط دومینو  |