تبليغاتX
نشریه ادبی Domino - یک شعر از الهام ملک پور

نشریه ادبی Domino

(شعر - داستان - مقاله )

یک شعر از الهام ملک پور

 

آن زن كه ابرهاي تنش شكل خواب هاي من بودند

خواب هاي من بودند

تنها گذاشتم

و نگاه كردم

- سنگ الفاظ –

 

شنيده بودم وقتي هوا كمي سنگ مي گرفت

وقتي آب كمي

تكه اي از آسمان

گذاشتم نام دوم من باشد

گذاشتم . . . . . . . . . ليوان را روي ميز

و گرسنه كه بودم

او زنده مانده بود

ابرهايم . . . . . . ابر نشست روي تن م

 

حالا . . مي آيند و مي روند

حالا . . پر مي شدند و خالي مي شدند

حالا . . فكر مي كنم به نام . . هر درخت . . . . هر جاده . . . . هر كس

و مي روم آب مي خورم آب مي خورم

 

 

14 آبان ماه 1386

el

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 1:59 بعد از ظهر  توسط دومینو  |