ضد كوچك تر، فكر بدی نبود
و بعد مرا ببينيد
" از نظر شعري از داستان بيرون "
: همين حالا به اونا نمي يان
تو نوشته ها آدمي كه نشسته بود
نمي دانست اونايي كه تست ندادن،
نرده اي كه هميشه قفل است / انداختم.
اما هيچ كدام، نفر
به او درس مي دادي
به اسم خودت
منم همين طور
: " بانگ بايد آب_ توي_ ظرف باشد "
< ليلا روبين >
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384ساعت 11:29 قبل از ظهر  توسط دومینو
|
