كارگر تا كجا باز بخوابد
ماشين بازي تارا
اشتباهن من نهار
ريخته شمال لباس ها
مثل صفحه گاهي
مرده مي شود از پرنده
از يقه اشتباه گرفته ايد آغوش
روزنامه ها به هم نمي رساند
ماشين تو را نوبت اول
همين طور از خط سينه
خركي مي خواهد هوا باشدپري شاخ ! اصلن نمي رقصي
گل خشك ها / با آلت اتاق مي روي
با خودش آبشار
جمع _ پاهاش
سبك پرنده
" رژ دست ها بيسكويت دوست ندارد "پاره روزنامه هاي_ اهالي _ گردن
< امیر قاضی پور >
+ نوشته شده در سه شنبه دوم اسفند 1384ساعت 12:36 بعد از ظهر  توسط دومینو
|
