ساعت
عقرب اش
ايستاده نيش مي زند
<فرزين هومان فر>

۱- آنچه عقربه را به هم مرتبط مي كند؛ به جاي افعالي چون بيان كردن ساعت.
۲- الحاق چيزهاي متصل به هم؛ زيرا در اين امر نمودار مي گردد كه هر چه بيشترنظاره مي كنيم، توفيق به ظهور رسيدن و به نمايش گذاشته شدن بيش تر مي شود.
۳- تمام زمان و مكان توليد شده / شكل گرفته در اين كار نيست. نمي توان عقربه را به انقيادش رساند.
۴- چرخش عقرب ه ي ايستاده، در عين حال حربه " نيش "؛ نقشه اي كه مضمون " عقربه "، " عقرب شدنش " و عرض اندام كردن نيز هست.
« امير قاضي پور »
+ نوشته شده در جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 2:29 بعد از ظهر  توسط دومینو
|
