آن زن كه ابرهاي تنش شكل خواب هاي من بودند
خواب هاي من بودند
تنها گذاشتم
و نگاه كردم
- سنگ الفاظ –
شنيده بودم وقتي هوا كمي سنگ مي گرفت
وقتي آب كمي
تكه اي از آسمان
گذاشتم نام دوم من باشد
گذاشتم . . . . . . . . . ليوان را روي ميز
و گرسنه كه بودم
او زنده مانده بود
ابرهايم . . . . . . ابر نشست روي تن م
حالا . . مي آيند و مي روند
حالا . . پر مي شدند و خالي مي شدند
حالا . . فكر مي كنم به نام . . هر درخت . . . . هر جاده . . . . هر كس
و مي روم آب مي خورم آب مي خورم
14 آبان ماه 1386