اسماعیل شاهرودی :
دیگر
من
باور نخواهم کرد
خرطو
مفیل
و پا
ندو
ل ساعت را
چون
آن
آبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــروی
آبنبات ساعتی های قناد
ریخته
و این
هنوز
دنبا
له ی تیک تک تیک تک تیک تک تیک تک تیک تک تیک تک تیک تک
تیک تک تیک تک تیک تک تیک تک
تیک تک تیک تک ....
تهران -۱۳۴۵
خواندن شعری از < محمد مختاری >
طعم خویش را می آزماید
میوه ی شکسته در شکنج خاک و
خاک در شکستن صدای آب و
آب در نگاه کودکی
که سنگ می اندازد از بازیگوشی.
سنگ روی شاخه از شتاب باز می گردد
کودک از شکاف آفتاب
دست می کشد به پیشانی
میوه بر لبان او
طعم او
بر لبان سنگ.
تنگنای_ شکستن
نشان دادن_ میدان دید؛ اگر واسطه ها را روی سطوح مختلف امتحان کنیم :
طعم خویش را می آزماید( = چیزی که از ورای آن دیده می شود ) یا شاید از طعمش. از خاکی که از کویر است شکسته می شود و مثلن " آب " و " خاک " واسطه ای هستند که در عین حال می توانیم " شکسته شدن " و " شتاب رو به جلو " را از نگاه کودک ببینیم .
و چگونه این واسطه ها را از روی سطوح ببینیم؟
سنگی که خود نمی شکند و با کودک همراه بوده است و شاید آب بوده که از سنگ تلاطم می گیرد. این پیشامدها را زمانی در نظر می گیریم که به کلی از هم باز می شوند و شکسته ... و حال،کودکی که از بلندای آفتاب پیشانی اش را در دست می گیرد. انگار همه چیر اتفاق می افتد و گاهی شکسته می شود و چیز دیگری در جایی دیگر هم شکسته می شود. در همین احوال، وسوسه می شویم تصور کنیم،که این روند انتقالی ( از شکسته شدن و بریده شدن ) به سطوح_ شفافی منتقل می شود و واسطه ها - سنگ و آب و حتا آفتاب - در بین شکسته شدن،مفهومی از رنگ شدن_ سطوح را می بینیم. واسطه هاچنین تصویری دارند که به تاثیر شکستن می انجامد.
امیر قاضی پور
شعر مشترکی از " محمد رضا اسکندر نژاد" و " مجید یگانه "
(( آن شب که دستهای تو ویران شد)) شب نبود
فقط دستهای شسته با باد داشت
و جیبهایی که از چشمهای من آویزان گشت
پوشانده از هوا سر و رویم را
در نخلهای_ میدانهای_ تهرانی آبادانیهای_ متواری از خلیج_ انگشتهام
به حرفهای چند مرتاض یا تاز_ شتری می نشینند
که به شهر می رسیم یا کی
با این همه هنوز از ته به هم چسبیده شعر بافتنمان
از گذشته های در گذشته هم در گذشته ایم
چیزی برای خرما کردن مکیده نمی شود این نتهای گلو را از تیر رد کنید مرداد
چه می گویی ؟ سلامتی خودم را بر تیر کشیده ام چرا دستهایم دیگر دوچرخه نیستند؟
و آستینم که بالا کشیده خودش را کوتاه نمی آید
از این طرف که بی طرفتری خودم را لو داده ام
گاهی را که توی خودم خط کشی می شوم تا صداپرت نشود بیرون
دلتنگیهایم را به خودم نسبت فامیلی کشیدم
از دستی که روی پا گذاشته ام پا شده ام
سفر کرده ام به دستهای کشیده در دستهای دستمالی _ هزاره ها
پارومی زنی که آب از آبم تکان بخورد؟
ولد ندارد این تولد ناخواسته دسته گلت اضافی شده
من در دوست دارمی دست انداز می شود دستم رفیق
گیوتین_ تنم سر می زند از در می آورد پدرم را
- مجروح این ترکشهای دو نفره ام
- بمب این افکنده های بی سرم
لیلا روبین:
کسی که آمدید
انگشت می خورد
ندارد مشغول است
تا پای محروم می زند
و شماره های قبل :
دومینو - شماره ی دوم / دومینو - شماره ی اول / دومینو - شماره ی بدون شماره