پنجشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۸۸ | 11:22 | واسازی -
دستهایش برای آسمان بلند نیست!
بازی نمی کند این بار
خردسالهء اسیر مسلسل.
اشک راز نیست!
بهانه اینجاست
نعش پدر بعلاوهء گلوله.
تا فرصت از کفت نلغزیده
بیا تمام کنیم.
شاه شطرنجهای تمامی دوران را هم اگر مات کنی
می شوی قهرمان مهره های متنفر.
باورت نمی گنجد،
شبی پاک کن روی مرزهای زمین گذاشته ام
شد شبیه تیله بازی بچگی ام ،
پاک.
سرباز می تواند برگردد.
این بار می شود شیپور رقص زد
برای کولی بی جغرافیا.
احسان کرمی