پنجشنبه بیستم بهمن ۱۳۸۴ | 18:21 | واسازی -
همه چيز سوختن حيواني،
من خرگوش بازيگوش را گرو مي گزارم.
غلت مي زند با سربازي كه حرف نمي زنيبا اين دست هاي فراوشي اش از خانه مرا زنده نگه مي دارد
اين طور از نفس افتاده، كبوترها!
بيشتر از ياد كارگران به ضربان زمين راه
يافته است< امیر قاضی پور >