در برابرِ تجاوز اسرائیل و آمریکا
آیا ایران دائو را رعایت کرد؟
۱. نگاهِ دائو به رویکرد آمریکا و اسرائیل (جنایت و تجاوز)
از منظرِ دائو، رفتارهای متجاوزانه، سلطهجویی و تلاش برای تحمیل اراده به دیگران (که در مورد سیاستهای متجاوزانه آمریکا و اسرائیل در قبال ایران صدق میکند)، مصداق بارزِ «خروج از دائو» است.
- تضاد با جریان طبیعت: دائو میآموزد که هر چه چیزی بیش از حد سخت و صلب باشد، میشکند و هر چه نرم و منعطف باشد، باقی میماند. تلاشِ آمریکا برای تبدیل شدن به «ژاندرم جهان» و استفاده از قدرت نظامی برای تحمیل نظم خاص خود، نوعی «سختی» و «صلبیت» است. از دید دائو، این رویکرد در بلندمدت به دلیل تضاد با جریان طبیعی جهان، منجر به فروپاشی درونی و شکست میشود.
- طمع و عطش قدرت: در دائو، «طمع» و «میل به مالکیت» (از جمله مالکیت بر منابع یا تعیین سرنوشت ملتها)، ریشه رنج و آشوب است. جنایتهای جنگی و تجاوزات، نتیجهای از این است که متجاوز به جای «خالی کردن خود»، سعی در «پُر کردن» قدرت خود دارد. این حالت، تعادل (Yin و Yang) را برهم میزند و طبق قانون دائو، جهان به گونهای واکنش نشان میدهد تا این تعادل را دوباره برقرار کند (حتا اگر این واکنش از طریق یک فروپاشی دردناک باشد).
۲. ایران و رعایت دائو در تقابل با متجاوز
پاسخ به این سؤال که «آیا ایران دائو را رعایت کرد؟» بستگی به این دارد که کدام لایه از واکنشها را بررسی کنیم.
الف) در لایهی استراتژیک (پذیرش و انعطاف):
یکی از مفاهیم کلیدی دائو، «قدرت در ضعف» است. وقتی ایران در برابر یک قدرت نظامی بسیار بزرگتر، به جای تقابل مستقیم و صلب (که منجر به نابودی سریع میشد)، از استراتژیهای «جنگ نامتقارن»، «صبر» و «استقامت» استفاده کرد، در واقع به طور ناخودآگاه اصل «آب» را رعایت کرد. آب نرمترین ماده است اما سختترین سنگها را میشکند. تحمل فشارهای اقتصادی و نظامی و تبدیل آنها به ابزاری برای مقاومت، نوعی از «انعطافپذیری دائوئی» است.
ب) در لایهی دفاعی (عمل در زمان درست):
اصل «وو-وی» به معنای تنبلی نیست، بلکه به معنای «عمل کردن در هماهنگی با زمان و مکان درست» است. اگر ایران در لحظات حساس، واکنشهای خود را بر اساس تحلیل دقیق جریان (تغییرات ژئوپلیتیک) تنظیم کرده باشد، در واقع با دائو همسو بوده است. اما هرگاه احساسات یا ایدئولوژیهای صلب، جایگزین «مشاهدهی جریان حقیقت» شوند، از مسیر دائو فاصله گرفته شده است.
۳. تحلیل نهایی: پیروزی دائو
از دیدگاه یک پیرو دائو، پیروزی نهایی متعلق به کسی نیست که صدای بلندتری دارد یا سلاح بیشتری در اختیار دارد، بلکه متعلق به کسی است که «باقی میماند».
- متجاوز (آمریکا و اسرائیل) با تکیه بر «تکبر» و «قدرت ظاهری»، در حال مصرف کردن انرژی خود در مسیرهای غلط است.
- ایران اگر بتواند «حفاظت از هسته» و «صبر استراتژیک» را پیشه کند، در واقع در حال بهرهبرداری از قانون دائو است: «هر چه بالا رود، پایین میآید و هر چه سخت شود، میشکند.»
در نتیجه:
جنایات آمریکا از دید دائو، یک «خودکشی تدریجی» از طریق تخریب تعادل جهانی است. ایران در مسیر دفاع از خود، هر جا که توانسته است «مانند آب» باشد (نفوذ کند، صبور باشد و در زمان درست ضربه بزند)، دائو را رعایت کرده است. اما چالش همیشگی برای هر ملتی در این موقعیت، این است که اجازه ندهد «خشم» (که یک حس صلب و سخت است)، جایگزین «خردِ روان» (دائو) شود.