ما فقط مي توانيم چيزهاي را بشناسيم كه خودمان مي سازيم
در دودهه ي اخير روزهاي انتخابات روزهاي خاص و شايد بتوان گفت ناب سياسي ( از نوع ايراني) محسوب مي گردد. روزهايي كه تلاش می شود بطور محسوسي برجسته گردد - روزهايي حاد و يا تنش زا.
هر كس و گروهي بنا به نظراتش در تلاش است كه به گونه اي اين فضا را ترسيم نمايد.
همه با تاكيد از اين ازاين روزها صحبت مي كنند و شايد همين تاكيد هم جزئي از پروژه ي آفرينش باشد.
آفرينش چيزي همچون تاريخ، خلق رويداد، وقوع رخداد - قرار است وقوع حادثه چه چيز را مشروعيت بخشد؟
به عبارات و واژگان ي كه اين روزها باب شده نظري بياندازيد:
(( ما بر لزوم برگزاري انتخاباتي آزاد تاكيد داريم - اين انتخابات آزاد است و بسياري از شعارهاي كانديداهاي جريانات مختلف ))
شعارهايي كه در آنها كانديداها سعي بر آن دارند تفاوت را نشان دهند. تفاوتي كه همراه با برتري خود بر ديگري نمايان مي شود.
* * * * *
ويكو: ما فقط مي توانيم چيزهاي را بشناسيم كه خودمان مي سازيم.
در اين روزها كه واژگان و گفتار و نقش كليدي انها و تاثير آن بر اذهان برجسته مي گردد ما با ابزارهايي جهت خلق واژگان روبرو هستيم - واژگاني كه قرار است واجد " هاله " باشند -
ما در اين لحظات با دو نوع كاربرد زبان و افاده ي معنا روبرو هستيم
۱- آنچه كه جملات به خودي خود ادا مي نمايند بدون حضور هيچ واسطه اي - اصطلاحن به اين گونه جملات خود -ارجاع گفته مي شود.
۲- گونه دوم : از اين دست واژگان را عين نا عين معنا پذير ندانسته و با حضور واسطه است كه جملات فهم پذير و معنادار مي گردند - اين نوع واژگان بدون واسطه بيروني جمله اي ناقص محسوب مي گردند ( نكته: اين واژگان از نظر دستوري نقصان ندارند ولي به علت ارجاع به بيرون و اينكه آنها انعكاس يافته و يا بازنمود معنا از بيرون هستند خود به شكل يكه ناقص به شمار مي آيند )
اين حالت زباني ( اين گونه گفتار جملاني ) در يك نظام ساده و يا به گونه اي خطي و پيوسته، نقش معنايي خويش را ايفا نمي نمايند - ولي در يك نظام شبه سرمايه داري ( نظام وابسته به مصرف بيشتر، سود بيشتر ) كه گفتار مي رود در زمان رخداد به موجوديت قدرت مشروعيت بخشد اين گفتار است كه به يك لاين جديدي از بازي زباني وارد مي شود و دست به خلق Meta-language ( متا زبان ) مي زند - در اين فضاي متا زباني واژگان واجد " هاله " نه تنها به چيزي اشاره نمي كنند و محل ارعاب از بيرون ندارند بلكه خود نيز معنا ناپذير نيستند و صرفن در مورد چيزي سخن گفتن است اين نوع زبان كه به مثابه يك نوع سلطه هم گفتار و هم متن text اعمال مي شود بدون قصد افاده ي معنا در مورد چيزي سخن مي راند و همين صرف كاربرد واژگان است كه ارزشمند محسوب مي گردد.
در اين نظام قدرت است كه كاربرد واژگان تنها يك شباهت كاذب را نمايندگي مي نمايد و نه واقعيت پراتيك واژگان را.
واژگان و كاربران آن تنها سعي بر آن دارند كه زبان و حقيقت را به دلخواه خويش پيوند دهند - پيوندي ابزاري و سود آور اين نظام ساختمند ( نظام در حال ساختن ) دست به ساختن بناي زباني مي زند كه ارزش واژگان تنها در يد_ صاحبان _ قدرت است و زمان و نوع افاده ي معنا را اين صاحبان كلام هستند كه مشخص مي نمايند - همانند واژه ي دموكراسي حال پروسه ي اين نوع سازش زبان چگونه انجام مي پذيرد؟
اگر ما اين سخن دريدا را بپذيريم كه افاده ي معنا در ذهن كه حاصل گفتگوست صرفن يك سو تفاهم است و حصول اين سو تفاهم شك به معنا را در بر خواهد داشت در اين صورت است كه تلاش براي يافتن قوانين اين بازي زباني انجام مي آغازد.
اين پروسه ي آشنا زدايي Defa milirization معنا از واژه نام نهاد با دو سويه نمود مي يابد
۱- تعليق در وقوع يا حصول معنا ( Hermetisme ) كه مدام افاده ي معنا در ذهن رابه عقب مي اندازد و اين كار مدام انجام مي پذيرد.
۲ - معناي بازتابي و ايماژگونه كه دستان قدرت مي خواهد با ابزار كلام وقوع واقعيت بنيادين را سركوب نمايد و يا سرپوشي بر حقيقت بنهد- با اين ابزار است كه قدرت از سويه امري واژگان مي كاهد و نتيجه را به نفع خويش به پايان مي برد.
۱- سويه تعليقي : اين بازي زباني هم مي تواند به شكل خود مختار باشد و شكل تعليق تعمدي افاده ي معنا انجام پذيرد
در گير نمودن ذهن خواننده و يا شنونده و به چالش كشيدن ذهنيت پيش ساخته مخاطب - حصول معنا به شكل در لحظه بودن، لحظاتي كه در آن واحد نيز به چالش كشيده مي شود -
شك به ابر معنا هاي پيش ساخته كه تنها جز ثابت اين شكل از زبان است. شك به همه ي معناها و تنها شك است كه حضورش حتمي است.
اين تنها مواردي چند از تاثيرات اين روش آشنايي زدايي معنا از واژه است كه انجام مي پذيرد.
۲- سويه ايماژيك : بيان امر گونه جز لاينفك نظام قدرت است
هر تحصيل قدرتي نيازمند آمر و مرعوبي نيز هست. ولي در جهان كنوني و با تغييراتي كه در نظام ارتباطات رخ نموده و با تغيير در معادلات حاكمان، نظام قدرت سعي در باز توليد واژگان و بازخورد جديدي از آن نموده است. البته نه واژگاني خود مختار، بلكه با معنايي مد نظر صاحبان قدرت و كلام - نظام قدرت در اين حوزه به ساختن زباني مي پردازد كه به خودي خود معنا پذير نيستند و واژگان واجد هاله تنها از حقيقت صرف ( حقيقتي خود ساخته قدرت ) صحبت مي كنند.
واژگان هاله دار تنها ايماژي از حقيقت محسوب مي گردند - واژگان چند پهلو از محصولات اين نظام است. واژگاني كه فهم آن براي مخاطب عام به دشواري انجام مي پذيرد - به صحبت هاي نامزدهاي انتخابات توجه نماييد - اينكه هر نامزد از خود سخن مي گويد.
اين (( چه كسي بودن )) فردي كه زندگي و عمل مي كند هرگز نمي تواند با كلمات عيان شود - انساني كه زندگي مي كند در شبكه ي معنايي متكثري (( خود را عيان و فاش مي نمايد )) كه خود آن شبكه تحت تاثير گفتار و كردار خود آن شخص تغيير مي كند و جهتش عوض مي شود.
آيا اين در مورد سخن گفتن (( سخني به همراه مدح خويش )) چيزي جز خلق واقعيت مجازي ( Vertual reality ) مي تواند باشد.
با ايماژ و يا شباهت ريايي كه در ذهن مخاطب ترسيم مي شود قرار است اين نامزد با ان ايده ي ( Idea) ذهني انسان برتر مخاطب، به كمك ابزار كلام برابري نمايد و يا شبيه سازي شود.
حسين محمدي
< یادم رفت>
از اول يكي بود. از چاپ كردنش، كم كم دارد همه پيدا مي شود. آن قدر كه پرنده پر مي زند.قانون سفيد هم از اول نمي دانستي.گذشته هايي كه براي سال نو كارهاي اضافي هم انجام مي دهند.
هر كدام از ما كه بود؛ به مغزت كه فشار مي دهد.اگر مي دانستي تمام آرزوهايي كه شكل گفتاري من است بيشتر مي شود.
امير قاضي پور
مهر ۱۳۸۴
كيزومي
كيزومي !
: " نقش نهنگي "
به مادرت بگو
فقط گوشت سفيد و
خوشنويسي و کتابت
لیلا روبینآذر ۸۴
شماره های قبل :
دومینو - شماره ی هفتم / دومینو - شماره ی ششم / دومینو - شماره ی پنجم /
دومینو - شماره ی چهارم / دومینو - شماره ی سوم / دومینو - شماره ی دوم/
دومینو - شماره ی اول / دومینو - شماره ی بدون شماره