طنز بیان پراز شک وعصیان شوخ چشمانه نسبت به ساختار موجود . (جواد مجابی: مجله کارنامه شماره۴۸-۴۹ )
اگربا کمی تعمق به تعریف طنز بنگریم در می یابیم که این امر فقط به طنازیهای ادیبانه ختم نمی گردد. چرا که می توان این تعریف را با اندکی افزودن بر مطلب به امری گسترده در سطح جامعه بدل نمود.
طنز عامیانه (یا همان جوک )که در سطحی وسیع مورد استعمال قرار می گیرد وتمامی طبقه های جامعه را در لحظه ای آنی هم طراز می گرداند را می توان در شک به ارزش ها و عصیان نسبت به ساختار موجود لحاظ نمود . این فرهنگ نامرئی تمامی افراد جامعه را به استفاده از کلمات مشترک وا می دارد. اما انبوه طنز های کمر به پایین (جوک سکسی )در کدام از دو گزاره زیر قابل تعریف است :
۱- شک به ارزش ها ۲- عصیان نسبت به ساختار موجود
این نوع طنز (جوک ) از دو قسم زیر تشکیل شده است :
۱- شک به ارزش ها ۲- به سخره گرفتن یک فرهنگ یا مردم یک استان یا طبقه یا فرد
تحلیل قسم دوم را نمی توان در مطلبی کوتاه در وبلاگ خلاصه نمود .در مورد قسم اول نیز انبوهی از مقالات و یادداشت هادر اینترنت یافت می شود.
از بررسی گزاره ها ی روانکاوی فروید {ناخودآگاه فردی (واپس زنی) و حلول آن در مطالب پست مدرن ها و فمنیست ها... تا خودآگاه جمعی {هنجارها} در آثار یونگ - که نگارنده قصد ندارد توضیح واضحات دهد. بلکه فقط یک سویه از این تعاریف را با مسئله مورد مناقشه که همان استفاده از طنز های عامیانه باشد را مورد بررسی قرار دهیم.
این سویه مورد نظر اشتراک تعریفی در شک به ارزش ها و حضور گسترده طنز عامیانه در میان جامعه است. جامعه ای که دایه دارجامعه ای اخلاقی (پای بند اخلاق) و مجاز به استفاده از انواع سانسور ها و فیلتر ها برای حفظ این فرهنگ (اخلاقیات) است. گویی جامعه در یک پروژه معکوس سیر می نماید. پروژه ای به ظاهر در جهت اقتدار جنس ها (تاکید بر جنس مذکر یا مونث) و یا حضور اخلاقیات در روابط و... است و در عمل ما با عکس این جریان روبرو هستیم.دلیل ای امر چیزی جز انتقال ارزش (value ) از محتوا (content )به امر نمادین.
تجربه کنونی ما گفته "مارکس "را یادمی آورد که تکرار امری مثبت و اشاعه آن در سطح وسیع سبب اضمحلال امر مثبت می گردد. چرا؟ چون به امری دم دستی و همیشه حاضر تبدیل می گردد .
این عامل سبب می گردد که درجه ی اعتبار ( validit )به شکلی شی شده و نمادین در امضا یک مهر (مهر استاندارد واز این دست) ختم گردد.
در واقع شکلی انتزاعی اعتبار محتوا ( content validty )به اعتبار سازه (ساختار) construct validtly نقل مکان می نماید.
حال این انتقال شی شدگی فر هنگ که در اثرتکرار بوجود آمده به شکل نمادین در شکل (لباس،رنگ ،نوع،اصلاح و...)ودرامری وسیع همچون پرسونا(شخصیت) که همانا نقاب بر چهره بازیگرباشد ،تجلی می نماید .
در واقع این اعتبار ظاهری شخص (پرسونا) است که تجلی فرهنگ محسوب می شود ونه آنچه که به همت شبه سرمایه داری مصرف گرا،به حوزه فردی و شخصی رانده شده است.
این جا تناقض روی می دهد و
figore شخصی ،اعتبار به بار می آورد. ولی مناقشه بزرگ همچنان پا بر جاست و این که آیاامر فردی (شخصی) انعکاسی درحوزه عمومی نخواهد داشت .نکته :مناقشه فوق زمانی قابل طرح است که مابپذیریم :
"بیان حرکتی برای بازی در عمل ودر فضای خارج "
۲-عصیان نسبت به ساختار موجود: این فرهنگ شفاهی که به مثابه دهن کجی به اقتدارهای موجود در جامعه (نظم دولت -ملت ها -هنجارهای تحمیلی و...) محسوب می گردند .
این نوع طنزهای عامیانه { بیان مکتوب یا اجرای فرهنگ عمومی نمی یابد -مگر در شکل پچپچه های شایعه واریا در متلک ها وجوکهایی که در موقعیت خندستانی برای انواع اقتدارها ساخته می شود ودر فرهنگ شفاهی دهن به دهن می گردد.طنزی پنهانی اما آشکار در هر جا.}
" جواد مجابی:تعریف دیگری می دهم از طنز(کارنامه. شماره۴۸-۴۹ )"