(( از شي زيبا تا زيبا ))
نگاهي به زیباشناسي اثرهنري كلاسيك و پسامدرن
زيباشناسي دوره ي كلاسيك _ اثر هنري در استقرار " امر والا " در مركزاثر هنري حاصل مي شود. امر والاي كانت، يكپارچگي و يگانگي ( ديگر ويژگي زيباشناسانه ي اثر كلاسيك ) را گرد هم مي آورد و آن را در مركز متن، جايي كه در حاشيه ي اثر هم در آن جاست، كار مي گذارد. " يگانگي " يك اثر مصادف با تقليل همه ي فرم هاي عيني (هندسي) ست. اين فرم هاي ممكن توسط يگانگي، شالوده شكني و مركز زدايي مي شوند و وجه عينيت ساز فرم ناچار از فروپاشي ست. وجه ايدئاليستي اين زيبايي شناسي در بررسي و پي گيري " فقدان امر والا " نهفته است. از طرفي اين فقدان، از فقدان سوژه ي متعين كننده و تعين بخش، رنج مي برد و از جانب ديگر ادامه ي اين فقدان _ سوژه، در مخاطب اثر هنري ست. مخاطب اثر هنري در عصر كلاسيك، مخاطب اثر دوم است. اثر اول يا اثر اصلي توسط اين فقدان _ امر والا احاطه شده، تغيير شكل داده و به اثر دوم تبديل مي شود. امر والا در نهايت كلمه، معناي فقدان مي دهد و اين موضوع تقويت كننده ي روحيه ي ناكاملي، در اثر هنري و شخص هنرمند است. تقدم هنرمند بر اثر هنري به علت امر والاست. امر والا اثر را كنار مي گذارد و با چشم هاي متوقع به چشم هاي متوقع هنرمند زل مي زند. امر والا از هنرمند توقع " بازنمايي " يا " انعكاس " را دارد و هنرمند كلاسيك از امر والا توقع تسليم شدگي و خويش نمايان سازي را دارد. امر والا هنرمند كلاسيك را راهنمايي مي كند.